تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - میخواین لیدر باشین ؟

  

    سلام . مدتیه میخوام از کلاس جدیدی که دارم میرم براتون بنویسم ، این دورۀ جدید باز هم توسط موسسۀ WEST برگزار شده و برای مهارتهای Leadership Skills and Public Speaking  هستش . البته WEST فقط برگزار کننده و مجری این دوره هست و در اصل از طرف Toastmasters International Club ارائه شده 

     حالا این Toastmasters چیه ؟ به طور خلاصه حدود هشتاد نود سال پیش توی انگلیس یک آقایی میبینه یه دلیل اینکه مردم در کارهای خودشون وا میمونن ، اینه که مهارت صحبت و ایجاد ارتباط با دیگران رو ندارن ، یعنی در شغلیابی یا پیشرفت شغلی ، در ارتباطات روزمره  و به طور کلی هر جایی که نیاز به حرف زدن باشه ، ملت احتیاج به مهارتهایی دارن که غریزی نیست و باید بهشون آموخته بشه . این آقا یک روشی رو ابداع و کلوبی رو بنیان گزاری کرد که الآن به نام Toastmasters میشناسیم . این کلوب کوچک در طول سالیان تبدیل به یک سازمان بزرگ با بیش از چهار ده هزار شعبه یا کلوب در کل دنیا شد که از این تعداد ، 570 شعبه در انتاریو است

     این دوره چی یاد میده ؟ این دورۀ بخشهای مختلفی رو ارائه میکنه که همه به طریقی میشه گفت مهارتهای  صحبت هنرمندانه  است . من همونطور که گفتم در بخش Leadership Skills و  و Public Speaking  ثبت نام کردم. یک کتابی به ما دادن که تدریس نکات این مسئله است و مشق و تمرین ما در واقع انجام سخنرانی در مورد تاپیکهاییه که یا ما انتخاب میکنم یا اساتید . هر جلسه در کلاس یک سری تاپیک تصادفی و رندوم داریم که به صورت داوطلبی بلند میشیم و در موردش صحبت میکنیم . از بین سوالاتی که دست یکی از استادیارها یا ارزیاب یا Evaluater هستش یک دونه شانسی انتخاب میشه و من نوعی باید در زمانی که برام تعیین میشه در مورد اون سوال هر چی به ذهنم میرسه بگم ، تعیین زمان با یک استادیار دیگه است که به کمک تابلوهایی به من سخنران اعلام میشه . سه تا تابلوی سبز و زرد و قرمز به من نشون میده که راحت حرف بزنم یا دارم به انتها نزدیک میشم یا دیگه وقتم تمام شده و باید هر چه زودتر مطلب رو ببندم .

     امروز سوال من این بود که دلت برای چه غذایی از کشورت تنگ شده که من جواب دادم برای کباب منقلی حیاط خونۀ پدری :) و بعدش خیلی کوتاه از عزیز بودن خاطرات خوب کباب پارتیهای پدر و مادرم تعریف کردم و اگه اون تابلوی بدترکیب قرمز Stop نبود دلم میخواست شرح بدم که چرا این خاطرات عزیزه چون باعث جمع شدن من و برادرهام با اهل و عیالمون میشه که روی ایوون خونه ای که توش بزرگ شدیم ، روی اون تختهای چوبی قدیمی که مامان فرش انداخته بشینیم و هندونه و کاهو سکنجبین بلمبونیم و با بوی کباب بابا عرش سیر کنیم . هی هم بچه ها رو دعوا کنیم که انقدر نرن سراغ بابا که کباب دستخوش بگیرن و صبور باشن تا سر غذا ، یا داد و هوار کنیم که با دمپایی ایوون نپرن توی اتاق ، هی هم دلمون قیلی ویلی بره که عجب صفایی داره این کاشیهای آب خوردۀ حیاط و گلهای خوشگل لاله عباسی که چند بار بذرشو آوردی اینجا بکاری و دماغت سوخت که در نیومد......آخی ،  دلم چقدر هوای همه شونو کرده .

     یادم رفت ، چی میگفتم ؟ آهان ، بعد از اینکه سوالات Table Topic روز تمام میشه ، نوبت سخنرانیها یا مشقهای شبه . مثلاً من امروز یک سخنرانی داشتم که خودم از چند روز پیش نوشته و زمانبندی و تمرین کرده بودم . تاپیک من در بارۀ چرایی تصمیمم به ادامۀ تحصیل در کانادا و در واقع ورود رسمی من به اجتماع کانادایی بود . چند نفر دیگه هم مثل من متونی برای سخنرانی تهیه کرده بودن که به روش خودشون اجرا کردن . دوست ایرانی و همشهری گیلک عزیزم توی این کلاس امروز در مورد هفت سین و نوروز سخن رانی کرد که متنش بسیار تأثیر گزار و دوست داشتنی بود . من داشتم فکر میکردم به خاطر احساس تعلق ملی به این متن دارم لذت میبرم ولی بعد متوجه شدم همه لذت برده بودن.

     در انتهای کلاس استادیارها که تعدادشون تقریباً مساوی دانشجوهاست ، سخنرانیهای همه رو ارزشیابی میکنن و حسن و عیب هر کسی رو براش باز و کمکش میکنن که کمبودهای خودش رو برطرف کنه تا مهارتهای ارتباطی خودش رو گسترش بده . مثلاً ارزیاب من امروز بهم گفت که اجزای سخنرانی ام شامل شروع و بدنه و پایان بندی کامل و خوب بود، برای ابتدا و انتهای موضوع از جملات تأثیر گزار خوبی استفاده کرده بودم ، ارتباط چشمی و حرکات بدنی ام برای ارائه و فهماندن حس متن به نفرات مقابلم کامل بود ولی در اختتام یادم رفت از تماشاچیان تشکر کنم و ازشون بخوام اگه سوالی دارن بپرسن . خوب همین نکات مثبت هم از روز اول نمیدونستم . من برای گذروندن درس پاور پوینت توی کالج این نکات رو یاد گرفته بودم و براش امتحان هم دادم  میخوام بگم اینها همه مهارتهاییه که واقعاً خیلی جاها لازمه و من با جون و دل توی این دوره شرکت کردم چون میدونم برای پیشرفت شغلی هم مفیده . در عین حال توانایی ایجاد ارتباط یعنی آداب معاشرت بهتر ، یعنی دوست یابی و ارتباط انسانی قوی تر ، یعنی زندگی شادمان تر

      امروز داشتن برای عضو گیری کلوب ویندزور هم تبلیغ میکردن . خیلی میل دارم شرکت کنم و به جای شاگرد ، عضو کلوب باشم . باید سرش فکر کنم ولی از حالا نود درصد احتمال میدم که عضو میشم . داشتن سرتیفیکیت این دوره توی روزمه هم تأثیر داره . این اعضا خودشون هنوز در حال رشد هستن و درجه به درجه بالاتر میرن . مثلاً تمام ارزیاب های کلاس ما دانشجویانی مثل ما بودن که درجاتشون بالاتر رفته ولی هنوز در حال گذروندن دوره هستن و وقتی به انتها نزدیک بشن یعنی دیگه دارن به مقام Toastmaster میرسن .

     من سال قبل هم توی این کلاس ثبت نام کردم ولی چون زمانش با زمان کارم نمیخوند مجبور شدم حذفش کنم و دلم خیلی سوخت . خوشحالم که امسال تونستم شرکت کنم

     این دو  تا لینک مربوط به سایت اصلی شون و ویکی پدیا است . شاید به دردتون بخوره

http://www.toastmasters.org/

http://en.wikipedia.org/wiki/Toastmasters_International

اگه خواستین توی دوره شرکت کنین با WEST تماس بگیرین . دورۀ ما آگوست تمام میشه و سپتامبر دورۀ بعدی شروع میشه

تا بعد 

 نظرات قدیمی :

 

پنجشنبه 19 تیر1393 ساعت: 12:53

توسط:مهری

رها جون چقدر با خاطراتت حال کردم و چه نزدیکی ای داشت با حیاط خونه پدری من و جمع شدن هامون و لذت بردنمون ....انشالله که باز هم اون جمع رو دور هم می بینید و لذت میبرید. .... چه کلاسهای خوبیه ...بعید میدونم تو تورنتو هم باشه .یا لااقل من همچین اسمی به گوشم تا حالا نخورده .برم تو سایتشون ببینم چه خبره .مرسی

پاسخ: 
آخ از این خونۀ پدری نگو که دلم شده قد کنجد گاز زده :) خدا رو شکر که امسال هم میتونم یه سری بزنم و دلم باز بشه . 
از این کلاسها توی تورنتو هم هست . اتفاقا ًدیشب که داشتم دنبال تعداد شعب انتاریو میگشتم ، نقشۀ مکانی کلاسهای انتاریو رو برام پیدا کرد و دیدم بیشتر شعب مال تورنتو و اطرافش هستن . 
من واقعاً راضیم و پیشرفت خودمو به وضوح حس میکنم . اصلاً نه تنها روی زبان و نحوۀ بیانش ، بلکه روی روحیۀ آدم هم تأثیر جدی داره . من کاملاً متوجه بالا رفتن ولوم شهامتم در صحبت در مقابل جمع شدم .

 وب سایت   ایمیل

 

پنجشنبه 19 تیر1393 ساعت: 23:53

توسط:رینا

رها جون بهت افتخار میکنم که این همه پر جنب و جوشی و خودت رو از تک و تا نمی اندازی.زندگی یعنی سیال بودن...جریان داشتن ..حالا اگر این در جریان بودن موازی خواسته ها و تقویت مهارتهامون هم بشه که فبها..واقعا آفرین.در ضمن من از الان میدونم شما رو به عنوان عضو خواهند پذیرفتhttp://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif

پاسخ: 
رینای نازنینم تو لطف داری که انقدر بهم انرژی میدی و از جملات قشنگت بی نهایت ممنونم . 

گلم ثبت نام در این کلوب برای همه آزاده و نگرانی ورود ندارم ، مشکلم در مورد زمان جلسات و کلاسهاست چون شنبه ها ساعت نه تا دوازده ظهره ! 

یعنی الآن شطرنجی شدم و اعتراف میکنم که شنبه ها به اون فعالی که تو فکر میکنی نیستم :(

 وب سایت 

 

شنبه 21 تیر1393 ساعت: 1:45

توسط:نیوشا

چه خوب. خوشحال شدم از این فعالیتها و کلاسهای ارزشمندی که تجربه می کنی.

پاسخ: 
ممنون نیوشا جان .

 وب سایت   ایمیل

 

شنبه 21 تیر1393 ساعت: 3:52

توسط:رینا

فقط شنبه ها؟اصلا نگران نیستم چون میدونم شما از پسش برمیای.اعتراف میکنم خیلی سخته شنبه ها صبح ساعت 9 بیدار بشی اما خوب برای یادگرفتن مهارتهای جدید گاهی ازخود گذشتگی لازمه http://www.blogfa.com/cmt/images/1.gifhttp://www.blogfa.com/cmt/images/3.gif[قلب

پاسخ: 
آره فقط شنبه ها که هیچکس سر کار نباشه و بتونن بیان . در طول هفته که کسی نمیتونه سر جلسه اش حاضر بشه . الآن هم کلاسها عصره که ملت یکی در میون غیبت میکنن . خودم یک جلسه نتونستم برم چون شیفت داشتم . به هر حال به قول تو باید یا علی بگم :)

 وب سایت 

دهم ژوئیۀ 2014


برچسب ها: سازمانهای کانادایی، تحصیل و آموزش، موسسات کمک به مهاجرین،  

تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود