تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - خدایا شکرت که رنگین کمون آفریدی

     سلام ، امروز نوزده جولای روز Color Run ویندزور بود . نزدیک ده هزار نفر در یک راهپیمایی پنج کیلومتری شرکت کردن که از یک طرف تمیز وارد شدن و از طرف دیگه مثل رنگین کمون خارج شدن . شادان هم رفته بود ، و کلی خوش به حالش شد و دل مارو آب کرد که نرفته بودیم .

    از قبل برای این راهپیمایی ثبت نام کرد و پولی پرداخت کرد. امروز از ساعت هشت رفت که بهش لوازمی داخل یک ساک رنگی خوشگل دادن و راهپیمایی شروع شد .البته قرار بود که به صورت دو باشه ولی عده ای هم راه رفتن . من و آذین هم تصمیم گرفتیم سال دیگه باهاش بریم ، به نظر ساعات شادمان بامزه ای داشتن . یه سری داوطلب در طول مسیر بهشون پودر رنگی میپاشیدن و پودرها مخلوطی از نشاستۀ ذرت و رنگ غذایی بود که هیچکدوم ضرری واسه محیط و موجودات زنده نداره ، حالا گیرم همچین خوشمزه ام نیست

     بعد اتمام ماجرا که رفتیم دنبالش تصمیم گرفتیم سر راه قهوه هم بگیریم ، بعد فکر کردیم چه خوب میشد میتونستیم بریم توی تیمی بشینیم . آخرش دل به دریا زدیم و گفتیم نهایتش یه کاغذ میزنیم به سینۀ شادان مینویسیم رنگی نشوید . خلاصه رفتیم داخل و دو تا روزنامۀ تبلیغی خودشونو انداختیم روی صندلی و پشتی و شادان بانو با خیال راحت نشست . کارمند تیمی هم که داشت اونجا رو تمیز میکرد اومد کلی تشکر کرد و گفت از صبح تا الآن چند نفر " آدم رنگی " اومدن ولی مثل شما ملاحظه نداشتن و من هی دارم همه جا رو تمیز میکنم . لایۀ زیرین ماجرا رو میبینین ؟ که تیمی از ورود هیچکس ممانعت نمیکنه و همه رو با آغوش باز میپذیره ؟ آی  انگار دوباره تیمی خون من بالا رفته 

 

     وقتی رسیدیم دم در خونه شادان شروع کرد به تکوندن گردهای نشاسته رنگی از سر و روش ، خنده دار بود وقتی موهاشو تکون میداد عین ابر و مه ، گرد رنگی بلند میشد . تا جایی که میشد خودشو بیرون خونه تمیز کرد و داخل شد . یه راست رفت حمام و بگم درست یک ساعت و بیست دقیقه طول کشید تا در بیاد ، تازه هنوز هم همچین بفهمی نفهمی آبی میزنه 

     خلاصه امروز ، روز شادمان خوبی بود . کلی خندیدیم و لذت بردیم

20 ژوئیۀ 2014

نظرات قدیمی


 

یکشنبه 29 تیر1393 ساعت: 3:54

توسط:نیوشا

با آرزوی شادی های مداوم.

پاسخ: 
ممنون عزیزم . برای شما هم همینطور الهی

 وب سایت   ایمیل

 

دوشنبه 30 تیر1393 ساعت: 13:41

توسط:بهاره

چقدر جالب .اینجا هم یه فستیوال به نام run and dyeهست که مراسم همینطوری برگزار می شه ولی من فقط عکساشو دیدم و چون پولی بود شرکت نکردیم .خوشحالم همتون خوب و خوشین

پاسخ: 
آره همۀ شهرها دارن ولی روزهاشون فرق میکنه . 
اینجا هم پولی بود ، نفری چهل دلار . من امسال حاضر نشدم بدم و شادان از جیب خودش ثبت نام کرد، ولی وقتی شادمانی شادانو دیدم مماخم واسه خودم سوخت و پشیمون شدم . از من به تو نصیحت سال دیگه پولشو بده و شرکت کن ، واقعاً دل آدم باز میشه . اینم یه خاطرۀ خوشه که به خاطرات عمرمون اضافه میشه دیگه . ما وقتی اومدیم کانادا با هم قرار گذاشتیم تمام روزهای جشن همۀ ملل رو شرکت کنیم و همراه مردم دنیا شاد باشیم . اینطوری شادمانیهامون در طول سال چند برابر میشه . 
امیدوارم شماها هم همیشه خوش باشین عزیز دلم . 

 وب سایت   ایمیل

 

دوشنبه 30 تیر1393 ساعت: 15:0

توسط:مهری

چقدر بامزه ...چه کار جالبی کردند ..حتما خیلی هم شاد بوده

پاسخ: 
آره مهری بانو ، خیلی خیلی شاد بوده . یه فیلم گرفتم ازش ، واست میفرستم خیلی بامزه است .

 وب سایت   ایمیل

 

 


برچسب ها: اخبار، تفریحات،  

تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 08:36 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود