تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - 15 ساعت در استانبول

 

     سلام . با جهانگردی چطورین ؟ بد نیست ها ! نه ؟ حالا فعلاً از همین خونه بغلی ، ترکیه شروع کنیم . چند شب پیش مجبور به جمع آوری اطلاعاتی در مورد استانبول شدم که دیدم خوبه ثبتش کنم شاید به درد یکی خورد

     گفته بودم که دعوتنامۀ سوگند ما اومده و یازدهم آگوست باید در مراسم شرکت کنیم . آقای شوهر گرامی باز باید یک دور دیگه بیاد و برگرده . داشتم دنبال بلیط برای ایشون میگشتم دیدم اتفاقات جدید نه چندان مطلوبی در پروازهای ترکیش ایر و فرودگاههای استانبول افتاده .

    یه زمانی مهر آباد همه کارۀ پروازهای تهران بود . قلعه مرغی به ارتش سرویس میداد و مهرآباد به ماها . بعد دیدن اولاً پروازها انقدر زیاد شده که مهر آباد نمیتونه پوشش بده و بعد هم گسترش شهری با دامن مهرآباد برخورد کرده و همچین سر سازگاری و رفاقت با هم ندارن و خلاصه بهتره یه فرودگاه دیگه ساخته بشه . چندین سال طول کشید تا فرودگاه امام ساخته شد و بار عظیمی از رفت و آمدها به دوشش افتاد که هنوز هم من نتونستم بهش عادت کنم و دوستش داشته باشم ، هم به دلیل دوری زیاد و هم امکانات کم فرودگاه . به هر حال استانبول هم انگار به  همین دلایل تصمیم گرفته بخشی از پروازها رو به فرودگاه Sabiha منتقل کنه . ولی مشکل ما ایرانیها چیه ؟ اینکه در یک پرواز ترکیبی بین کانادا و ایران ، برای تغییر پرواز باید تغییر فرودگاه بدیم !!

    یعنی بار و بندیل تحویل من مسافر ، کشون کشون با اتوبوس و تاکسی و .... به اون سر شهر با دو ساعت فاصله به فرودگاه بعدی !! خدائیش کار حضرت فیل که میگن همینه . یعنی اگه میخوای یه پروازی با قیمت معقول تر پیدا کنی و توی جستجوها به ترکیش ایر میرسی ، مجبوری بخشی از سفر رو خودت پرواز کنی اونم چمدون به کول .

    حالا هنوز هم دلت میخواد ترکیش ایر بگیری واسه قیمت معقول ترش ، باشه همون فرودگاه آتاتورک بمون ولی با پونزده ساعت صبوری !! یعنی من هر چی برای بلیط مناسب تر گشتم یا باید پرواز ترکیبی با دو استاپ توی اروپا میگرفتم که ویزای شنگن میخواد ، یا باید آقای شوهر بنده خدا رو از یه فرودگاه شوت میکردیم یه فرودگاه دیگه یا باید پونزده ساعت میشوندیم توی فرودگاه آتاتورک یعنی بلایی که دو ماه پیش موقع برگشتن سرش اومد. تازه پروازش از استانبول به تهران تأخیر هم داشت و زمان صبوری به هجده ساعت کش پیدا کرد ، ای بمیرم واسه شوهر طفلکم که میدونم به خاطر کمردردش نه میتونه طولانی بشینه نه طولانی بایسته

    خلاصه هی فکر کردم چه کنم نه سیخ بسوزه نه کباب . نه این بنده خدا انقدر سختی بکشه و نه جیب بینواش. بالاخره دیدم بهترین راه اینه که یه تور ده دوازده ساعته به استانبول براش بذاریم که سرش گرم بشه . اطلاعاتی که واسه این تور جمع کردم براتون مینویسم چون حتماً خیلیها از این نوع بلیط خریدن و میخرن و برای گذران این ساعات نیاز به اطلاعاتی دارن که من برای شوهرم جمع کردم . برین بگردین نوش جانتون ، جای خودمو خالی کنین که هنوز ترکیه رو ندیدم  .

   خوب بسم الله : هواپیما نشست، اومدین داخل ساختمان آتاتورک ، درجا میخواین بزنین بیرون ، با چمدونها و ساکهای توی پرواز ؟ نخیر ،پس تشریف ببرین بخش Emanet Bugaj یا همون Left Luggage همه رو قفل میکنین ، تحویل میدین ، یه برگه امضا میکنین و میرین . قیمتش از ساک کوچیک روزی حدود 12 لیر شروع میشه تا چمدان بزرگ روزی 25 لیر

     من برای شوهرم دنبال مراکز دیدنی و زیبا گشتم ولی برای طرفداران خرید یک خط میدان تکسیم هم هست .

گزینۀ اول : مناطق تاریخی و تماشایی 

برای رسیدن به این منطقه که الهی شکر چند تا از معروف ترین آثار تاریخی نزدیک به هم رو داره ، سه تا راه دارین . اول اینکه یه تاکسی بگیرین و دست کنین جیب مبارک حدود هشتاد لیر تقدیم کنین . یکی دیگه اینکه با خط اتوبوس Havas ، هاواش ، از خود فرودگاه بیایین تا ایستگاه آکسارای پیاده بشین ، قیمتش حدود 15 لیره و با همین خط هم میتونین برگردین فرودگاه . دور و بر این ایستگاه آکسارای با پای پیاده میتونین از مسجد سلطان احمد، ایا صوفیا ، توپکایی و آب انبار سیسترن و .... دیدن کنین .

     راه سوم اینکه با متروی فرودگاه برین ایستگاه زیتین بورنو پیاده بشین و سوار تراموا بشین تا ایستگاه سلطان احمد و بعدش دوباره پیاده روی جاهای خوشگل . با همین مسیر هم برگردین . خود مترو هم تا آکسارای میره . هزینۀ مترو و تراموا با ژتونهای فلزی پرداخت میشه که قیمتش نفهمیدم یک لیره یا دو لیر و با هر ورود به ایستگاه باید یکی بدین ، ژتون برای مترو و تراموا یکیه و تفاوت نداره .

      روزها و ورودیهای این آثار باستانی هم اینهاست 

ایا صوفیا  / از نه و نیم صبح تا هفت عصر/ پنج شنبه تا یک شنبه / ورودی 20 لیر

en.wikipedia.org

کاخ توپکاپی + حرم / نه صبح تا پنج عصر/ غیر از سه شنبه ها / ورودی 30 لیر

http://www.globalgrasshopper.com/

مسحد سلطان احمد / هشت و نیم صبح تا شش عصر غیر از ساعات نماز / ورودی نداره

 

greeceturkeytours.com

آب انبار سیسترن یا قصر غرق شده / نه صبح تا شش عصر/ ورودی ده لیر

نوشته بود در میان ستونها ، بازدید و استفاده ! از ستون اشک / Tear Column فراموش نشه ! گشتم دیدم یه دلیل جالب داره . اینکه بعضیها عقیده دارن هر کسی انگشتانش رو در میان طرح اشکهای روی ستون بذاره و یک دور کامل بزنه آرزوهاش برآورده میشه ! جای اریک ون دانیکن خالی 

 

گزینۀ دوم : میدان تکسیم و مراکز خرید 

با همون اتوبوس هاواش از فرودگاه تا میدان تکسیم میرین و برمیگردین . اونجا هم که دیگه خیابانهای اطرافش پر از مراکز خرید و رستوران و این حرفها . یادتون باشه اگه از صد دلار بیشتر خرج کردین برگۀ Tax Free بگیرین که توی فرودگاه بخشی از مالیات رو بهتون برمیگردونن

اینجا یاد آوری کنم که من خودم ترکیه نرفتم ، این اطلاعات رو از اینترنت درآوردم ، بنابراین اگه سوالی در مورد استانبول دارین از من نپرسین چون جوابی براش ندارم . اینهایی که نوشتم حاصل چند ساعت وبگردی بوده . اون دوستانی هم که استانبول رفتن لطف کنن اگه اشتباهی در این نوشته ها دیدن حتماً حتماً برای من بنویسن که اصلاح کنم که کسی در طول سفرش سرگردون و متضرر نشه . من پیشاپیش ممنونم.

غذاهای پیشنهادی توریستهای خارجی که توی یوتیوب فیلم گذاشتن

      اگه تلفظهاش خنده داره ببخشید، تورکی بیلمیرم 

     چیگ کوفته ( کوفتۀ تند عدس ) / پاتلیکان کوزلمه ( شبیه میرزا قاسمی ) / سیگار بوره گی ( شبیه پیتزا لقمه ای داخلش فقط پنیر و سبزیجات معطر ) / تستی کباب ( شبیه آبگوشت داخل دیزی ) / پی ده ( شبیه پیتزا با نون بربری ) . باقی به نظرم عین غذاهای ایرانی بود ودیگه ننوشتم . مثلاً دونر کباب که همه به اسم کباب ترکی میشناسیم یا انواع کباب برگ و چنجه و کوبیده و ..... که نیاز به اسم نداره و خودمون خبره ایم . دوغ هم میگن آیران و شیرینیهاشون هم که با نگاه میشناسیم مثلاً انواع باقلوا که چربتر و پرشیره تر از انواع ایرانیه،  تلومبا و لوکما که عین بامیه و گوش فیل میپزن یا سولتاک که همون شیربرنج ولی با خامه و شکر بیشتره . بعضیها هم از بلوط کبابی که توی چرخ دستی بغل خیابون فروخته میشه تعریف کردن. قهوه ترکی اصل هم یادتون نره . نوش جان و خوش بگذره .

 پی نوشت : در وبلاگ دوست خوبمون ، " این کبک که میگن کجاست " مطلب بسیار جالبی در مورد خرید بلیط خوندم که توصیه میکنم حتماً مراجعه و استفاده کنین

http://quebec-kojast.blogspot.ca/2013/05/blog-post.html

پی نوشت دوم ، هفدهم اوت ، بعد از برگشتن شوهرم : گفت که خدا رو شکر اطلاعات درست و کامل بوده و بهش خیلی خوش گذشته . همینجا از بهاره و فریبای گلم و دوست گرامی همایون خان تشکر میکنم که اطلاعات منو تکمیل کردن ، ممنون از شما


31 ژوئیۀ 2014

نظرات بلاگفا در ادامۀ مطلب 

 

جمعه 10 مرداد1393 ساعت: 1:35

توسط:مهری

مرسی رهاجون.عالی بود .انشالله اقا اتاترک بطلبه نایب الزیاره شیم.حتما اقای همسر خیلی بهشون خوش میگذره....ولی من بچه دار عمرا بتونم همچین توری برم..حساب کن بچه ها بعد از یه پرواز طولانی و اختلاف ساعت روز وشب و ....تازه بخوان برن جاهای دیدنی!

پاسخ: 
قابلی نداشت مهری بانو . 
راست میگی عزیزم ، با بچه سخته ولی توی فرودگاه هم شونزده هفده ساعت کلافه میشن ، مگه اینکه جایی پیدا کنی بخوابن . 
شکر خدا دیگه دورۀ بچه داری من تمام شد حالا تا برسه به نوه ها یه چند سالی میتونم نفس بکشم .

 وب سایت   ایمیل

 

جمعه 10 مرداد1393 ساعت: 16:23

توسط:همایون

سلام 
بهشون خوش بگذره اما زمانبندی بسیار دقیقی میخواد. من یک بار چندسال پیش هفت ساعت بین پروازم فاصله بود (از اربیل عراق برمیگشتم ) تو اون هفت ساعت سریع رفتم بارم رو دادم قسمت امانات و با متررو رفتم تا میدان تقسیم. اونجا که رسیدم دیدم که بیشتر از زمانی که من پیش بینی کرده بودم طول کشید (به واسطه طولانی بودن مسیر و ایستگاهای زیادی که بین مسیر هست ) از همونجا به سرعت دوباره برگشتم فرودگاه اما دیر رسیدم. یعنی در فاصله هفت ساعت من فقط تونسته بودم برسم به میدان تقسیم و بلافاصله برگردم. البته این به این معنی نیست که سه ساعت و نیم طول کشید که برم مرکز شهر. زمان زیادی طول میکشه که همسرتون از داخل هواپیما به سالن برسه و مهر ورود رو بزنن تو پاس - امانت دادن چمدون زمان بره چون یه مرکز داره که انتهای سالن فرودگاه هست - پروسه تعویض پول در صرافی و خرید ژتون مترو زمانبره. گیت پرواز یک ساعت فبل پرواز عملا بسته میشه.
من نیم ساعت فبل پرواز رسیدم و چون کارت پرواز داشتم تونستم با ضحمت خودم رو با دوبدن زاد به هوا پیما برسونم (آخرین نفر بودم و تمام صف های سکیوریتی رو بدون نوبت رد کردم )
البته 15- تا 18 ساعت زمان خوبیه اما زیاد هم برای گشتن وفت ندارن.

پاسخ: 
سلام . یک دنیا ممنون از محبت شما و توضیح کاملتون . خوشبختانه بعضی از این مشکلات برای شوهرم وجود نداره و من توضیح کامل رو فقط برای خواننده ها نوشتم . ایشون همیشه با بار زیاد میاد ( سوغاتی ) و دست خالی برمیگرده :) بنابراین هیچ کاری با بخش امانات نداره . قراره لیر کافی از ایران بگیره و بیاد . بنابراین فقط میمونه سوار اتوبوس بشه ، مسیر تا ایاصوفیه در ترافیک بالا حداکثر یک ساعته . شوهرم میدان تقسیم نمیره و مسیر میدان آکسارای رو انتخاب کرده . نهایتاً به گفتۀ شما شش هفت ساعت هم رفت و برگشت در قسمت بازرسی و گیت و امثالهم معطل بشه باز حدود ده ساعت ازاد داره . اگه کمتر بود ، شما حق دارین و بهتر بود که اصلاً فرودگاه میموند . به هر حال باز هم متشکر از لطف و دلسوزی شما .

 وب سایت   ایمیل

 

جمعه 10 مرداد1393 ساعت: 20:51

توسط:بهاره

سلام رها جون
راستش من دوبار ترکیه رفتم و از استامبول امروزی خیلی خیلی بیشتر خوشم می یاد .به نظر من راه مستقیم به میدان تقسیم از همش بهتره .لازم به خرید نیست ولی ارامش بیشتری داره .البته بقیه جاها هم بینهایت قشنگه به شرط اینکه حوصله اش باشه تو شرایطی که داریم صحبتشو می کنیم .

پاسخ: 
سلام بهاره بانو 
شوهر من خودش بسیار مایله که ایاصوفیا و مسجد کبود رو ببینه . تو که رفته بودی میدان تقسیم به نظرت چطور اومد ؟ تا جایی که من توی اینترنت دیدم این میدان مثل اینکه برای طرفداران خرید خوبه ، درسته ؟ آیا اطرافش آثار معماری دیدنی یا موزه یا نمایشگاهی داره ؟

 وب سایت   ایمیل

 

شنبه 11 مرداد1393 ساعت: 11:45

توسط:بهاره

شما ادرس بفرمائید بانو...
اگه گرون می شد هزینه پست نمی فرستم .مطمئن باش .

پاسخ: 
خیلی خیلی ممنونم عزیزم . شاید من بالاخره به دست تو ارشاد شدم و یادم اومد هنوز نود ساله نیستم :) اگر هزینه بالا بود قرارمون همون که گفتم . 

 وب سایت   ایمیل



دوشنبه 13 مرداد1393 ساعت: 22:11

توسط:بهاره

رهای عزیزم .فقط آدمهای فهمیده با تلنگری نتایج بزرگی می گیرن و درک می کنن .می گن جهان سوم جایی که عامه همیشه مطمئنه و روشنفکر همیشه تردید داره .اگه من یه سهم خیلی کوچیک توی برانگیختن حس تغییر رو به رشد ادم فهمیده ای مثه تو داشته باشم دیگه توی حرفه ام چیزی از خدا نمی خوام

پاسخ: 
در این مورد خاص بهاره جانم سهم تو خیلی خیلی عظیم بوده. 
ضمناً عزیزم از اینکه منو روشنفکر و فهمیده میدونی و باعث این تغییر بزرگ در وضع روحی من شدی صمیمانه ازت ممنونم و به روی خودم نمیارم که قبل این " تلنگر " چقدر از زندگی و دنیا شاکی و عصبانی و گاهی وحشتزده بودم :) الآن حس میکنم باید بشینم بنویسم تمام آیتمهایی که باعث ناراحتی من بودن و .... آخی به نظرم میاد یه مه از جلوی چشمم کنار رفته و احساس خوبی دارم رفیق من . متشکرم .

 وب سایت   ایمیل

15 ساعت در استانبول

 


برچسب ها: تفریحات، مهاجرت و زندگی ما،

تاریخ : پنجشنبه 9 مرداد 1393 | 05:05 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.