تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - شرمنده ام ، روی من سیاه

 

 

      دردم آمد ، بد جور ، خیلی بد جور

     دوباره همون ماجرای همیشگی ، سقوط هواپیما، در عرض هفتۀ گذشته یه هواپیما سقوط کرده ، یه قطار از خط خارج شده، یک قطار با خودرو برخورد کرده و  سی و نه تا تصادف جاده ای که در سه تای اونها یک طرف ماجرا اتوبوس بوده ، غیر از تصادفات عابر پیاده یا موتور سیکلت ......

      کدومشو تسلیت بگم ؟ اصلاً تسلیت واقعاً تسلی میده ؟ آدم حرفی داره بزنه ؟ شماها حرفی دارین ؟

     من زبونم بند اومده . تسلیت نمیگم ، من شرمنده ام ، من از روی آدمهای اطرافم خجالت میکشم ، من خجالت میکشم که زنده ام ، که این هواپیما قطعه نمیخواسته ، که مونتاژ داخل بوده با قطعات نو ، ولی سقوط کرده  . که قطار تولید خودمونه ولی از خط خارج شده ، که اتوموبیلها خودشون راه نمیرن تصادف کنن ، دست و پای ما آدمها داره راهشون میبره ، ماییم که تصادف میسازیم . 

     من خجالت میکشم ، آاااااااای اونهایی که از بین رفتین ، من عذر میخوام که زنده ام ، من شرمم میاد که خودروها داخلی بود و شماها از بین رفتین . من عذر میخوام ، منو ببخشین که دارم نفس میکشم ،این هواپیما رو من ساختم ، من ایرانی ، شماها رو کشتم و خودم  زنده ام ، من آزمایشش کردم ، زمان پرواز آزمایشی که دو تاش افتاد من فهمیدم اینها سقوط میکنن ، من فهمیدم ولی اهمیت ندادم ، من ایرانی اهمیت ندادم تا چهل تا هموطن ایرانی بمیرن و تازه یادم بیاد که شرمندگی هم جزو واژه هاست . من اتوبوس میسازم که  امنیت نداشته باشه و بعد تصادف آتیش بگیره ، من قطار میسازم ، ریل میسازم که قطارم از ریل خارج بشه . من شرمنده ام ، من ایرانی ، شماها رو میکشم ، خودم زنده ام دارم نفس میکشم . به خدا من شرمنده ام ، آهای اونهایی که مردین ، اونهایی که سیاه پوشیدین ، اونهایی که داغ دیدین و دارین زار میزنین امشب ، من عذر میخوام ، منو ببخشید که آدم کشتم ولی خودم دارم نفس میکشم ، روم سیاه  .

 10 اوت 2014



برچسب ها: دل نوشته، من شاکیم،

تاریخ : یکشنبه 19 مرداد 1393 | 05:04 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.