تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - وبلاگ تو مال منه !

 

      سلام . میخوام یه مهمونی مجسم کنین : صاحبخونه تمام تلاشش رو کرده که به مهمونها خوش بگذره ، چند جور کباب و چلو خورش سر میز گذاشته و یک سره داره میدوه که از خیل مهمونها پذیرایی کنه . عرق به صورتش نشسته و نفس نفس میزنه از شدت کار . بعضی از مهمونها دائم تشکر میکنن و خستگی رو از تن صاحبخونه در میارن ، بعضی ها دوستانه توصیه ای میکنن یا سوالی دارن یا حتی کمک میکنن ، ولی بعضی ها نشستن با نظر نقادانه سراسر میز رو نگاه میکنن و هر کمبودی میبینن سر به اعتراض بلند میکنن . گاهی این نظر نقادانه به سراپای میزبان هم بند میکنه و نه تنها انتقاد و قضاوت که سرزنش هم میشنوه . یک سره میزبان رو صدا میکنن و متوقعانه ازش درخواستهای بیشتر هم دارن ، دوست داشتم لباس آبی میپوشیدی ! صندلی من راحت نیست ! من کباب نرمتر میخوام ! رومیزی چرا این شکلیه ؟ چرا وقتی صدات کردم دیر جوابمو دادی ؟ .... به باقی مهمونها هم حمله میکنن ، به دست راستی بد و بیراه میگن و دست چپی رو کتک میزنن

      این مهمونی چقدر باب دل شماست ؟ دوست دارین جای کدوم باشین ؟ میزبان ؟ مهمان متوقع ؟ مهمان متشکر ؟ یا هیچکدوم و فقط ناظر و بیننده ؟ 

     مدتها پیش میخواستم مطلبی بذارم ولی یادم رفت تا در وبلاگ یکی از دوستان خوبمون، فرسنگ مسئله ای اتفاق افتاد که تصمیم قدیمی یادم اومد . این موضوع بیشتر به وبلاگر ها مربوطه تا به خواننده ها به خصوص خوانندگان خوب و نازنین من که دونه دونۀ شماها برام مثل یک خانوادۀ بزرگ عزیزین . ولی به هر حال من هم مثل همۀ دوستان دیگه ، دو سه باری درگیر این موضوع شدم و فکر میکنم بد نیست در موردش صحبت کنیم ، موضوع خوانندگان به زعم من متوقع .

    قطعاً همگی ما بلااستثناء جاهایی عضو هستیم و حساب داریم که در ارتباط با خوانندگان و کامنت گذاران  آشنا و غریبه است ، از وبلاگ بگیر تا مثلاً تالارهای مختلف یا سایتهای اجتماعی مثل ف . ب . و ..... . قطعاً همه بالاخره چند باری با کامنتهای " ناراحت کننده " برخورد کردیم . هر کدوم هم به سبک و سیاق خودمون عکس العمل نشون دادیم ، بعضیها مثل من، در محدودۀ ادب جواب میدیم و اگه از این محدوده رد بشه تا جایی که بشه سانسور و اگه نشه کلاً حذفش میکنیم . این مسئله رو تمام وبلاگر ها بلااستثناء تجربه کردن .

     میخوام این موضوع رو تا جایی که بتونم باز کنم و از شما دوستان هم میخوام در این بحث شرکت کنین چون در بعضی بخشها نیاز به جواب دارم .

     چند سال پیش کسی برای من کامنتی گذاشت و من به دلائل سیاسی بخشی از کامنتش رو سانسور کردم چون در موردی صحبت کرده بود که ممکن بود بعدها مشکلاتی نه تنها برای شخص موضوع مطلب من ، بلکه برای خودم به وجود بیاره و وبلاگم فیلتر بشه . در اصل در نظر داشتم کلاً نظرش رو حذف کنم چون همیشه هشدار دادم که وبلاگم سیاسی نیست و نظرات سیاسی حذف میشن ولی چون ایشون سوالی هم کرده بود به احترام سوال ، باقی نظر رو نگهداشتم. وقتی کامنت رو با سانسور ثبت کردم و به خاطر این سانسور عذرخواهی کردم ، اعتراض کرد که تو چه فرقی با سانسورچی های دولتی داری و حق نداشتی دست توی کامنت من ببری و اصرار داشت بحث هنری رو به بحث سیاسی تبدیل کنه و دیدگاههای سیاسی من یا کیس مطلبم رو از من بشنوه  .

     اولین سوال من اینجاست : ما وبلاگرها چقدر صاحب و مالک خونۀ خودمون هستیم ؟ آیا من برای دیگران مینویسم یا برای دل خودم که حالا اگه دیگران هم دوست دارن بخونن ؟ من چقدر حق روی وبلاگ خودم دارم ؟ دیگران چقدر حق روی وبلاگ من دارن ؟ تفاوت وبلاگ من با یک روزنامۀ خبری در چیه ؟ آیا حق من هست که تفاوتی در این دو ببینم یا به محض ثبت وبلاگ بنده تبدیل شدم به یک روزنامه نگار که موظفم و دستور دارم که همۀ جزئیات زندگیم و افکارم رو بدون سانسور در اختیار مردم قرار بدم و مردم هم محق هستن که از من این توقع رو داشته باشن . زندگی خصوصی من ، تصمیمات من ، برنامه های من و اطرافیان من ، افکار و عقاید و باورهای من و .... تا چه حد متعلق به خودم و تا چه حد متعلق به مردمه ؟ آیا صرف اینکه من بخشی از خودم و زندگیم رو در معرض دید ملت قرار میدم بهشون این حق رو میده که بی اجازه وارد زندگی من بشن و خودشونو خودی و محق بدونن و طالب باقی ماجرا باشن ؟  

        من دارم اینجا زندگی میکنم ،  وبلاگم یکی از اتاقهای منزل شخصی منه و گاهی بخشی از پردۀ پنجرۀ این خونه رو کنار میزنم و جلوی پنجره می ایستم و با رهگذران حرف میزنم ، ممکنه بعضی از این رهگذرها برای من خودی باشن و بهشون در ورودی نشون بدم که وارد زندگیم بشن که در انتخاب اونها محق هستم ولی برای دیگران همون قدر پرده که بازه کافیه ، درسته ؟ من دلم میخواد بدونم عقیدۀ باقی همکاران وبلاگی چیه ؟ با یکی از دوستان که صحبت میکردم میگفت یا ننویس یا وقتی مینویسی دیگه مرز و لیمیت نذار . ولی من این عقیده رو قبول ندارم . این عقیده و تفکر مال روزنامه است ولی اینجا روزنامه نیست و این هم اخبار 20:30 نیست که دارم پخش میکنم ، این زندگی منه و اختیارش دست خودمه و از دید من کسی حق دخالت در لیمیتهای این اختیار رو نداره . شما چقدر لیمیت قائلین ؟ 

    سوال بعدی من در مورد بخش نظرات وبلاگه . بعضی از دوستان بخش نظرخواهی رو کاملاً باز میذارن که به نظر من خیلی عجیبه . ماشالله مزاحم .... که کم نداریم ( جای نقطه خودتون یه صفت شیک بذارین ) که صفحۀ نظرخواهی رو با صفحۀ گشایش عقده های روانی و بیمارگونه شون اشتباه میگیرن و چیزهایی مینویسن که لایق خودشونه . خوب حالا با این گزینۀ تأیید از دریافت نظرهای اینچنینی خلاص میشیم ؟ نخیر ، خواننده های انسان و با اخلاق ما راحت میشن ولی خودمون هنوز مستفیضیم و مجبوریم اول بخونیم و بعد پاک کنیم . یکی از خواننده ها میگفت شما باید بخش نظرخواهی رو باز بذاری و حق تعیین محدودیت نداری چون این کار دور از اخلاق نویسندگیه !! میخوام بدونم این دستورالعمل اخلاقی نویسندگی از کدوم اداره و سازمان و موسسه ابلاغ شده و من نوعی کجا در کدوم قراداد امضا دادم که موظفم طبق این اخلاق نامۀ خیالی ، ادبیات شیک بعضی ها رو تحمل کنم ؟ 

     برسیم به سوال سوم که احتمالاً مهمتر از همه است : خوانندگانی که وبلاگ و نویسنده و مطلب رو به قول خودشون به نقد میکشن و با آرامش کامل بی اجازه دخالت و قضاوت میکنن .سوال اینه : آیا تا چه حد اجازه داریم صاحبخانه رو قضاوت کنیم ؟ الآن در وبلاگ این دوست عزیز کار به بحث و جدلی کشید که صاحب وبلاگ رو با وجود صبوری خارق العاده ای که به خرج داد ناراحت کرد . نه بحث با صاحبخونه که بحث بین خواننده ها ! و کار این بحث چنان بالا گرفت که نویسنده تسلیم شد و گفت این پست رو برمیدارم و فعلاً هم مدتی نمینویسم . من میخوام بپرسم چند نفر عقیده دارین ما حق داریم که نه یک مطلب بلکه صاحب مطلب رو نقد کنیم و بهش بتازیم و سرزنشش کنیم و ...... همین یک ماه پیش خودمون دسته جمعی درگیر یکی از پستهای من شدیم که خواننده های ثابت من در جریان هستن و من با اینکه تلاش کردم با صبوری و متانت برخورد کنم ولی در انتها از این صبر ایوب پشیمون  و مجبور به عکس العمل شدم . فکر کنین حتماً در اطرافتون چندین مورد از این دست پیدا میکنین یا شاید حتی برای خودتون پیش اومده باشه . به من بگین محدودۀ نظر و سوال خواننده ها در کجاست و آیا اصولاً محدودیتی قائل میشین یا نه ؟  آیا به عنوان خواننده به خودتون اجازه میدین که در یک مطلب دنبال قضاوت و سرزنش و دخالت در تصمیمات و زندگی صاحب مطلب باشین ؟ تا به حال اینکارو کردین ؟ 

     با دوستی صحبت میکردم میگفت ما که نمیتونیم دائم دنبال خواننده های موافق و مثبت باشیم ، نقد ارزشمند برای ما مفیده . من کاملاً قبول دارم ولی  نقد ارزشمند مطلب  نه نقد بی ارزش و غیر مجاز نویسندۀ مطلب و زندگیش . دوستمون مطلب گذاشته در مورد مسافرت به اروپا و روش خرید بلیط و گرفتن ویزا و ... رو شرح داده ، خواننده میاد با تلخی و تندی سرزنشش میکنه که چرا پولتو به جیب خارجیها میریزی ؟ سفرهای داخل ایران برو و خوانندۀ بعدی میاد براش پرسشنامه و امتحان میذاره که تست کنه آیا ایرانو خوب میشناسه یا نه ؟ اگه جوابهای این امتحان درست نباشه سرزنش میشه که چون درسش رو بلد نبوده و بهتره ایرانگردی کنه و .... بعد بین باقی خواننده ها بحث پیش میاد و ... یهویی باکس نظرات منفجر میشه از نظرهای غیر مرتبط و مغرضانه و گاهی بی ادبانه در سرزنش خارج و تأیید داخل و تنبیه نویسنده که چرا سفر داخلی نمیری و .... !! ای بینوا نویسنده که علی رغم رنجش دائم تلاش میکنه بین این خواننده های عصبانی و مجادله گر صلح ایجاد کنه ، خواننده هایی که اگه نظرشون به خاطر ادبیات بی ادبانۀ کلام حدف میشه اعتراض هم میکنن و نویسنده رو به سانسور متهم میکنن !!  میخوام شما این مسئله رو بررسی کنین . به نظر شما آیا اینطور نظرها باید بمونه یا پاک بشه یا چی ؟ اصلاً مشکلی که من میبینم شما هم میبینین یا به نظرتون این مسائل بی مشکله و من دارم بزرگنمایی میکنم ؟ 

    در جریان مسئله ای که در وبلاگ خودم پیش اومد دخترم میگفت پاک کن و ادامه نده ، اعصاب ما  داره از سوالهاش خورد میشه .  من خیلی ناراحت شدم که با وجود عشقی که به دخترم دارم روحیۀ خودم اجازه نداد که موضوع رو تمام شده بدونم . ولی این برام یک سوال بزرگه ، چرا کسی به خودش اجازه میده که اگه پنجرۀ اطافم رو کامل به روش باز نمیکنم ، به زور از لوله بخاری بیاد و با پاهای دوده ای تمام زندگیمو کثیف کنه و متوقعانه از نوع زندگی من ایراد بگیره ؟ کی ، کجا ، کدوم قرارداد و اساسنامه بهش چنین اجازه ای میده ؟ 

    جمع بندی میکنم ، حالا چه وبلاگر هستین چه خواننده، لطفاً به من بگین :

    1- تا چه حد برای یک وبلاگر حق انتخاب مطلب و محدوده اش رو قائلین ؟

    2- تا چه حد برای بخش نظرخواهی حق سانسور قائلین ؟ 

    3- آیا بخش نظرخواهی رو کاملاً باز میذارین یا تأیید مدیر رو قبول دارین ؟

    4- آیا تقاوتی بین انتقاد سازنده برای مطلب و قضاوت و سرزنش برای نویسنده میبینین ؟ 

    5- آیا برای نویسنده دفاع رو قبول دارین یا سکوت؟ 

    من واقعاً از همه درخواست میکنم به این مطلب واکنش نشون بدن . لطفاً خواننده های چراغ خاموش ، همین یه بار چراغها روشن سر جدتون . پیشاپیش از همۀ دوستان بابت همکاری در این همه پرسی ممنونم  . 

پی نوشت بسیار مهم:

1- لطفاً موضوع رو سیاسی و مذهبی نکنین . من فقط و فقط بعد اجتماعی و اخلاقی مد نظرمه

2- صحبت من ابداً ترول نیست ، ترولها از دید من در یک لیست جداگانه قرار دارن و من لزوماً اونها رو خیلی جدی نمیگیرم که بخوام در موردش حتی فکر کنم چه برسه که بنویسم مگر اینکه قصد خودم هم پست طنز باشه . منظور من توقع و درخواست زیادی بود و در یک کلام در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته

3- چون برای بعضی دوستان این شبهه پیش اومد که از وبلاگ خودم و ماجراهای خودم مینویسم ، آدرس میدم که منبع سوال من و  ایدۀ این پست کجاست : وبلاگ فرسنگ نوشتۀ آقا نادر گرامی 

 http://farsang.blogfa.com/

نظرهایی از نوعی که در بالا گفتم باعث شد ایشون به شدت ناراحت بشه و آخرین پست خودش رو حدف کنه . پستی که اتفاقاً حامل یک خبر بسیار شادیبخش از پیروزی وبلاگ ایشون در مسابقات سراسری وبلاگ نویسی و کسب مقام دوم بوده و همۀ ما از این نظر خوشحال بودیم ولی مسائلی که در بخش نظرات پیش اومد ......

     به هر حال خوشبختانه من چنین تجربۀ سنگینی نداشتم . اگه حافظۀ ماشالله معرکه ام یاری کنه در کل این پنج سال و سیصد و اندی مقاله شاید دو سه بار مورد " حمله " قرار گرفتم که هیچکدوم  خیلی هم جدی نبود و اگه آماری حساب کنیم پنج سال ، دو تا و نصفی ماجرا ، خیلی هم عالیه ، کلاهمم میندازم هوا . بنابراین صحبت خودم و وبلاگم نیست ، مثالی هم که از پستهای خودم زدم به جدیت ماجرای وبلاگ فرسنگ نبوده و قطعاً همه همیشه در همین حد کوچولو مورد لطف و مرحمت " دوستان " قرار میگیریم .

22 اوت 2014

برچسب ها: من شاکیم،  

تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393 | 04:54 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود