تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - خانۀ دوست کجاست ؟


    بچه که بودم فکر میکردم دوستی یعنی زنگ تفریح با یه نفر بری بوفۀ مدرسه آب نبات سوتی و آلو بخری و توی حیاط بشینین بین خوردن یا سوت زدن چرتکه بندازین یا بری دخترهای محله رو جمع کنی که دسته جمعی کش بازی و لی لی کنین  . 
     سالها گذشت و یاد گرفتم که میشه برای دوست حرف زد و حرفشو شنید ، میشه ازش نظر پرسید ، میشه بهش اعتماد کرد و رازهای مگو توی دلش پس انداز کرد . 
    و باز بعدها فهمیدم دوست اونه که شاید دو ساعت در سکوت کنار هم بشینین و لازم نباشه واقعاً حرفی بزنی . همین که کنار هم هستین خوبه ، همین که هست خوبه . مهم نیست توی دو تا شهر جدا باشیم یا همسایۀ دیوار به دیوار . مهم نیست که گاهی یه ماه فقط دو تا اس ام اس رد و بدل میکنی ، مهم اینه که هست ، همیشه هست ، هر وقت که بخوای . 
     زندگی بهت یاد میده اطرافیانت رو الک کنی ، نخاله ها رو دور بریزی و درشتهاشو واسه خودت نگه داری . از این الک ، چند تا رفیق خوب گیرم اومده که با دنیا عوض نمیکنم . 
     با یکی از خیلی درشتهای الکم رفتم یه جایی انگار بهشت ، ترکیب صخره و آب و ماسه و جنگل . هزار جزیره ، بهاره بانو دوستت دارم عزیز . 
     
Image and video hosting by TinyPic


         

برچسب ها: دل نوشته،

تاریخ : چهارشنبه 5 آبان 1395 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.