تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - آشتی کنان من و برف

 

     سلام. چی بگم ؟ روزگار درهم برهمی داریم ، نه خودم ، همه رو میگم . دست روی دل هر کی میذاری یه مشکلی داره که واست درد دل کنه ، اونی هم که ساکته ، ساکته نه اینکه هیچی توی دلش نباشه ، فقط نمیخواد به زبون بیاره . 

     یه کارتونی تازه اومده به اسم Box Trolls . نمیدونم دیدین یا نه . سبکش از اونهاست که عروسک میسازن و فریم به فریم عروسکها رو توی صحنه حرکت میدن و عکس میگیرن . بسیار کار سخت و زمان بریه که من وقتی پشت صحنه هاش رو نگاه میکنم نفسم میگیره چه برسه بخوام انجام بدم . بعضی انیمیشنهای معروف  این مدلیه مثل عروس مرده ساختۀ تیم برتون که احتمالاً همۀ بچه دارها دیدن . انتهای همین Box Trolls سازنده با هنرمندی قصه اش رو به پشت صحنه وصل میکنه و نحوۀ ساخت انیمیشن رو به سبک جالبی وارد داستان میکنه . حرفهایی که ته انیمیشن توی این یک تکه زده میشه میارزه به تمام کل ماجرا . من نمیخوام داستان رو لو بدم ولی برین تماشا کنین تا اون حرفهای آخر رو بشنوین. 

    اونهایی هم که بازی Sims رو میشناسن به همین احساس میرسن که آخر این انیمیشن هست ، به خصوص زمانی که " آدم " شما رو به آسمون و جنابعالی دستهاشو تکون میده و درخواستی داره .  

    بگذریم ، حرف از غصه ها بسته . امیدوارم در سال 94 همه به آرزوهامون برسیم و خنده هامون ماسک نباشه ، بگو الهی آمین . 

     یه خورده کانادایی بازی در بیاریم ؟ 

     Toboggan = یک تکه چوب بلند که قابلیت حمل دو یا چند نفر رو توی برف داره که سر بخورن و دلشاد بشن . به نظرم همونیه که بچگیهامون بهش میگفتیم لوژ . نمیدونم این کلمۀ لوژ کجائیه لابد یا فرانسه است یا روسی . عکسشو میذارم که ببینین منظورم چیه 

         
     Rattled = وقتی یه نفر به سختی عصبانیه . جلوی این کلمه نوشته به شدت کانادایی . 

     Sook , Sookie or Sookie baby = یه آدم به شدت ضعیف و محتاج کمک که بدون حمایت دیگران قادر به انجام کارهای خودش نیست . منظور یعنی دقیقا ً بچه ننه :) گاهی به پت های خونگی کوچک هم گفته میشه . نوشته توی انتاریو ساک تلفظ میشه مثل flood و blood ، ولی دیکته و معنا همونه .

     Beaver Tail = یک نوع شیرینی و دسر که از خمیری پخته به شکل دم بیور با رویۀ بستنی یا شربت افرا، شکلات ، میوه یا ... سرو میشه . 

 

    Coastie = یک آدم به شدت متمدن و " شهری " که به ونکووریها گفته میشه :) قابل توجه رینا و ویدای گرامی ، ذوق مندیل شدین ؟ :) 

     خوب بریم چند تا خبر از ویندزور : 

      OPP پلیس ایالتی انتاریو اعلام کرد که آمار مرگ مردان در تصادفات جاده ای دو برابر زنان هست و بالاترین آمار هم در مورد مردان بین سنین 25 و 35 نشون میده . (چی بگم ؟ خدا یک حوصله و عقلی به این جوونهای پشت فرمون بده که کمتر به خودشون و خانواده هاشون و دیگران صدمه بزنن . )

http://blogs.windsorstar.com/news/twice-as-many-men-die-in-road-collisions-than-women-opp-study

     آقا خیال میکردیم ویندزور بدترین جاده های کانادا رو داره ! هی دلیل میاوردیم که لابد به خاطر سرمای هوا و برف و یخه . حالا میبینم نه بابا از ما ترسناکتر هم وجود داره :) 

http://blogs.windsorstar.com/news/are-windsor-essex-roads-among-the-worst-in-ontario

      این هم لیست ده تا خیابون صدر همه و خیلی قشنگتر از  ما با شهرهاشون  : (ویندزوریها بخونین کمتر غر بزنین ) 

 

Algonquin Boulevard West  Timmins

 

Algonquin Boulevard East   Timmins

 

Highway 144   Greater Sudbury

 

Carling Avenue   Ottawa

 

Radical Road   Simcoe

 

Riverside Drive   Timmins

 

Dominion RoadFort    Erie

 

Markham Road   Toronto

 

Dufferin Street   Toronto

 

Burlington Street East   Hamilton

 

     یه خبر داغ : شهردار و حدود نیمی از مشاورین ،نماینده ها و شورای مدارس که برای انتخابات بعدی کاندید شدن ممکنه " صندلی فعلی " و شانس شرکت در انتخابات بعدی رو از دست بدن ! ( همین دیروز پریروز نبود نوشتم تازه این آقا اومده سر کار ؟!!) دلیلش هم اینه که این عده هنوز صورت هزینۀ مخارج انتخاباتشون رو ندادن ! آخرین مهلت برای تسلیم این صورت هزینه ها تا جمعه است . ( یارو هنوز نگفته سلام علیکم باید بگه خداحافظ ! میگن اینجا های و بای یکیه راست میگن ها ) 

 

http://blogs.windsorstar.com/news/mayor-and-councillors-risk-losing-seats-as-election-filing-deadline-looms

   

     یکی دو هفته پیش بود که یه روز شش صبح داشتم میرفتم شادانو بذارم سر کار یهویی دیدم برف این شکلی شده ، ببینین چقدر براق و شیشه ای و صاف شده !

                                                    

      نمیدونم این عکسی که پیدا کردم ( که مال یک جای دیگه است )  میتونه عمق زیبایی ماجرا رو نشون بده یا نه .به قدری این صحنه قشنگ بود که من شوکه شدم . هرگز خیال نمیکردم روزی برسه که من سرمایی از برف خوشم بیاد :) انگاری برف یه دور شروع کرده به آب شدن ولی به محض اینکه رویه اش آب شده یهویی یخ زده و همینطوری مونده . من خیال کردم همه اش یخ زده است و پامو گذاشتم ، یه طور خنده داری پام فرو رفت توش ! فقط یک سانت روی برف این شکلی بود و باقی اش هنوز برف ساده بود . 

     مجسم کنین توی تاریکی هوای صبح زود ، نور چراغهای زرد خیابون بیفته روی برف این مدلی ، درست مثل یک ورقۀ طلایی ژله ای ، وای واقعاً قشنگ بود . خیلی تلاش کردم عکس بگیرم ولی سیاه میشد و هوا که روشن شد آب شدن . 

      خوب دیگه تصمیم گرفتیم یواش یواش خونه رو بذاریم برای فروش ، دعا کنین یه مشتری خوب پولدار بی چک و چونه پیدا بشه سه برابر قیمت ازمون بخره :) 

      هفتۀ دیگه برنامه گذاشتیم که آژانسیها بیان ببینن و قیمت بذارن ببینیم چی میشه . 

      پاشم ننه جان ، ظهر شد نهار نداریم . خوش باشین ، ایرونیها موقع خوردن خوراکیهای عید جای منو خالی کنین . 


بیست و چهارم مارس 2015


برچسب ها: کلمات کانادایی، اخبار، آب و هوا،  

تاریخ : سه شنبه 4 فروردین 1394 | 12:25 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود