تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - والنتیری یا کار رایگان در فرهنگ کانادایی

      

     سلام. امروز برنامه ام اینه که در مورد شغل داوطلبانه بنویسم . یه دوست پرسیده بود که چطور چنین کاری پیدا کنه . اول میخوام یه نکاتی در مورد این نوع کار بگم و بعد به چگونگی پیدا کردنش هم میرسیم . 
      همیشه در مورد ژاپنیها میشنویم که بعد از جنگ جهانی دوم چطور تصمیم گرفتن از ساعت 5 صبح تا نه شب با همون حقوق قبلی کار کنن یعنی یک چیزی حدود 50 درصد اضافه کار بی حقوق و با همین شگرد تونستن کشورشون رو از باتلاق بحران اقتصادی ناشی از جنگ نجات بدن . در مورد کانادائیها این مسئله ربطی به وضعیت بحرانی یا غیر بحرانی نداره و اصولاً بخشی از فرهنگ جامعه است . من یادمه قبلاً هم نوشته بودم که وقتی دخترم دبیرستان میرفت ، از طرف مدرسه ساعاتی برای کمک به همسایه های مدرسه برای برگ روبی فضای سبز تعیین و مشارکت بچه ها اجباری میشد ، این غیر از کارهایی بود که بچه ها خودشون باید پیدا میکردن . شادان 500 ساعت برای مدرسۀ قبلی اش ( دورۀ راهنمایی) کار کرد که میرفت در نگهداری پیش دبستانیهای مدرسه کمک میکرد و در جمع با ساعاتی که از طرف دبیرستان به کاری اعزام میشد مثل همین برگ روبی برای همسایه ها ، در انتهای سال چهارم ، حدود 900 ساعت یعنی متوسط روزی یک ساعت، سابقۀ کار رایگان داشت . 
     فکر کنین چقدر زیباست که بچه ها از نوجوانی با چنین تفکری بزرگ بشن که باید برای دیگران و برای دولتشون به صورت مجانی کار کنن و این بخشی از فرهنگ ذهنی شون و در شخصیت اونها نهادینه بشه . همین آموزش باعث شده که الآن شادان در کنار فعالیتهای سنگین تحصیلی به راحتی در مورد گرفتن یک شغل داوطلبانۀ مرتبط با رشته اش فکر کنه . 
    به هر حال با همین فرهنگ و تفکر، برای شغلیابی انتظار دارن که رزومۀ شما شامل این مورد هم باشه که حتماً میزانی کار والنتیر مرتبط با درخواستتون داشته باشین . خودم در شروع ورود به جامعۀ شغلی کانادا ، شش ماه در انجمن آلزایمر به صورت رایگان کار کردم . در واقع به خاطر اینترنشیپ دانشجویی و فقط برای 100 ساعت کار وارد شدم ولی وقتی دیدم که اولاً حضور در این موسسه به شدت در رشد انگلیسی و بعد یادگیری عملی رشته ام و  به خصوص تعامل با فرهنگ و جامعۀ کانادایی تأثیر داره ، تصمیم گرفتم بیشتر بمونم که تا شش ماه کشید ، بعد که دیدم فشار کاری که پیدا کرده بودم و این شغل داره برام زیادی میشه و در عین حال داشتم دوره ای جدید در موسسۀ وست میگذروندم ، دیگه کار والنتیر رو رها کردم که تمام اینها رو در پستهای متعدد وبلاگم نوشتم .

     
    به نظر من کار والنتیر برای یک مهاجر یعنی نفس ، یعنی زندگی ، یعنی اکسیژن هوا . کسانی که هنوز نیومدن به نظرشون اینها کابوس میاد و تصور اینکه بخوان مجانی کار کنن ندارن به خصوص اگر با فرهنگی شبیه به کشور ما اومده باشن که غریبه نیستم ، همو میشناسیم که اهل چنین کارهایی نیستیم و تا حقوقی در کار نباشه امکان نداره مجانی کار کنیم . قطعاً شما هم مثل من بارها و بارها  همخوانی کار داوطلبانه با بیگاری و بردگی رو از دهان بعضی مهاجرها شنیدین . فرهنگ ما چنان با این قضیه مغایره که اگر کسی داوطلب کار رایگان بشه شک میکنن . این ماجرا برای خودم پیش اومد ، چند سال پیش قبل از مهاجرت برای ارتقاء دانسته های کامپیوتر و مالی خودم تصمیم گرفتم جایی به صورت داوطلبانه کار کنم . با معرفی یکی از دوستان ( بخوان پارتی ) به داروسازی حکیم زنگ زدم و گفتم حاضرم مجانی براتون کار کنم ، برخوردی که دیدم انقدر متعجبم کرد که حرفهام یادم رفت . کسی که اونطرف تلفن بود رسماً فکر میکرد من برای دزدیدن اطلاعات و جاسوسی برای شرکتهای رقیب و .... اقدام میکنم !! نمیدونم الآن بعد ده دوازده سال هنوز هم ملت همینطور فکر میکنن یا نه ، به هر حال فرهنگی متفاوت داریم و همینه که به والنتیری به دید بیگاری نگاه میکنیم . 
     ولی واقعیت در کانادا اینه که اولاً بدون این کارها سخت ممکنه شغلی پیدا کنین چون جامعه به شدت منتظر اینه که از شما همراهی ببینه ، وقتی یک رئیس خودش ساعتها کار والنتیر داره و از کودکی دیده که در جامعه اش همه دارن کار رایگان انجام میدن ، دیدن روزمۀ کسی که به والنتیری به دید تحقیر نگاه میکنه به نظرش حتی اهانت میاد ،  بنابراین در وهلۀ اول اجبار قضیه است و در مرحلۀ بعد صلاح اون . شما بدون اینکه کار والنتیر انجام بدین امکان نداره شناختی از جامعۀ شغلی کانادایی و فرهنگش پیدا کنین . نگین که لازم ندارین چون شما دارین دراین جامعه زندگی میکنن و باید و الزامیه که در موردش شناخت پیدا کنین . 

    

      در عین حال هر چقدر توی ایران انگلیسی خونده باشین لازمه که در فضای انگلیسی زبانهای واقعی هم قرار بگیرین و چه بهتر که این فضا در حال دستمزد دادن به شما نباشه چون انتظاراتش از همون اول از شما بالا میره و توقع داره که در حد لازم و کافی زبان و توانایی کاری داشته باشین ولی در مورد کار والنتیری " کمی " با شما راه میان . در مورد این واژه توضیح بدم که حتی در مورد این شغل هم رقابت وجود داره چون برای شغل یابی واقعی الزامیه ، بنابراین در این رقابت کسانی برنده میشن که پوئنهای بیشتری داشته باشن و برای همینه که من دائم وصیت میکنم زبان و کامپیوتر رو جدی بگیرین و قبل از آمدن تواتائیهای خودتون رو بالا ببرین وگرنه اینجا باید وقت و انرژی بذارین که این دو مورد به شدت مهم رو کامل کنین . 
     کسی پرسیده بود که چطور کار والنتیر پیدا کنیم . باید بگم سازمانهای کمک به مهاجرین که YMCA  سردمدار اونهاست و همه جا شعبه داره همگی بخشی به نام Employment Service یا میشه گفت خدمات کاریابی دارن که برای هر دو شکل والنتیر و شغل واقعی از مراجع حمایت میکنن . من به کمک همین بخش در WEST کار والنتیر پیدا کردم و باز به کمک همین بخش شغل اصلی ام رو . ولی نه تنها تمام سایتهای شغلیابی مثل workopolice و امثالهم ، بلکه مثلاً سازمانهای زیر هم برای این قضیه خیلی برنامه ها دارن :

http://www.unitedwaytyr.com/

     با یک گشت و گذار ساده در گوگل هم میتونین کلی سایت در این رابطه پیدا کنین . من خودم در wevolunteer عضو بودم که البته با پیدا کردن انجمن آلزایمر دیگه نیازی به این سایت نداشتم ولی عضویتم رو لغو نکردم و هنوز اخبارشون برام ارسال میشه . 
    در انتها بگم که این قضیه چنان در فرهنگ کانادایی ارج و قرب داره که جایزۀ سالیانه هم براش گذاشتن . این جایزه که از طرف نهاد نخست وزیری داده میشه با نام جایزۀ کار داوطلبانۀ نخست وزیری Prime Minister's Volunteer Awards سالیانه به کسانی که بیشترین ساعات کار داوطلبانه رو داشتن اهدا میشه . همۀ کاناداییها میتونن اشخاص و بیزینسها و سازمانهای غیر انتفاعی که کارهای داوطلبانۀ خاص و چشمگیر انجام دادن معرفی کنن . 17 جایزۀ مختلف در این مراسم اهدا میشه که شامل دو جایزۀ ملی و 15 جایزۀ منطقه ای هستش . هر کدوم از برندگان هم میتونن یک سازمان غیر انتفاعی واجد شرایط رو برای دریافت کمک بی بازگشت 5000 دلاری ( منطقه ای ) یا 10000 دلاری ( ملی ) معرفی کنن .

     
     طبق آمار سالیانه حدود 2.5 میلیون کانادایی ، نزدیک به 2 میلیارد ساعت کار داوطلبانه انجام میدن ، حالا شما بگین کاناداییها وطن دوست تر هستن یا ژاپنیها ؟ ! 


برچسب ها: مقایسه، اخبار،

تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394 | 04:47 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.