تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - روزمره های تورنتویی



        سلام ، قبل از هر چیز اینجا آدرس جدید وبلاگ " از مشهد تا کانادا " نوشتۀ همکار وبلاگی عزیزم خانم ریحانه صفارزاده رو مینویسم برای دوستان عزیزی که دنبال کنندۀ مطالب ایشون هستن :


         چند روز پیش با بچه ها رفتیم بازار . من که لنگ زدم و خیلی نگشتم ولی بچه ها خوب چرخ زدن و همه جارو دیدن . میخوام یه چیزی بگم ، وقتی رفته بودیم آمریکا به نظرم میومد که چرا فروشگاهها و اماکن و ... همه کثیفن ، چرا کارمندها تمیز نمیکنن ؟ چرا همه چیز بهم ریخته است ؟ اومدیم تورنتو ، میبینم اینجا هم کم و بیش همینطوره ، تازه به این نتیجه رسیدم که آمریکا و تورنتو کثیف نیستن ، ویندزور خیلی تمیز بوده !! در مورد خیابون و فضای سبز و اینها نمیگم ، در مورد داخل بازارها و فروشگاهها صحبت میکنم . توی بیشتر فروشگاهها یه عالمه لباس زیر آویزها ریخته بود و کسی جمع نکرده بود ، توی گذرهای مال و دور آبنمای محوطه جارو لازم داشت و از دستشوییها دیگه نگم . دون شایر عزیز دلمون برات تنگ شده ، مارو بدجوری بدعادت کردی . ولی از شوخی و غرغر گذشته این مسائل مبتلابه همۀ شهرهای بزرگه . جایی که تردد و  چرخۀ حرکت جمعیتش ده برابر ویندزور باشه مشخصاً تمیز کردن عوارض کار و حرکت این جمعیت ده برابر سخت تره . ولی فکر میکنم با استخدام نیروهای بیشتر این مشکل حل میشه و یه عده بنده خدای بیکار هم شاغل میشن . برم بشم نخست وزیر؟ 
      خوب چه خبر ؟ اینجا هیچ خبری نیست فقط پریروز پیشو بانو رفته بودن دکتر . صبح بچه ها بردنش برای واکسنهای این دوره اش . طفلکی سر حال و قبراق رفت و کله پا برگشت . دو تا آمپول خورده بود بچه . ولی میگفتن دکتر کلی در مورد ساکتی و خانمی اش به به و چه چه کرده . دکترش توی ویندزور هم همینو میگفت که گربه های خانگی رفتار صاحبانشون رو یاد میگیرن و شخصیتشون مثل خانواده ای میشه که در کنارشون زندگی کرده . باید همین باشه چون خونۀ ما واقعاً ساکته ، ما دوست نداریم موسیقی و فیلم رو با صدای بلند گوش کنیم و معمولاً اگر کسی داره با دستگاهی کار میکنه گوشی به گوشش میذاره که دیگران اذیت نشن . پسربچه هم که نداریم دیوار راست رو بره بالا . خلاصه پیشو بانو هم یاد گرفته ساکت و خانم باشه و سر و صدا نکنه . اگر چه از اولش هم ساکت بود . یادمه روزهای اول حتی گاهی فکر میکردم مشکل داره و یه جورهایی لاله طفلکی . بعدها عادت کردیم که فقط اگر کسی پا روی دمش بذاره صداش دربیاد بینوا .
       ما بلیطهای ایرانمونو خریدیم و یکی دوماه دیگه میرییییییییییییم  این بار سفر واقعاً مزه داره چون عروسی برادرمه ، تازه یه عروسی دیگه هم دعوت داریم ، سفر از این بهتر میشه ؟ 
       یه چیزی توی تورنتو توجه منو خیلی جلب کرده ؛ توی ویندزور قیافۀ غالبی که میدیدیم ، " سفید " بود یعنی نسلهای قدیمی تر اروپایی یا آمریکایی که اومدن کانادا . اگر قرار بود ملیت دیگری داشته باشن ، معمولاً عربها بودن . سیاه پوست یا چشم بادومی خیلی کمتر . اینجا متوجه شدم بیشتر چشم بادومی میبینم . نمیتونم شناسایی کنم که از کدوم کشور هستن ولی آمار میگه باید چینی باشن . تازه یادم اومد به نتیجۀ  یک تحقیق که گفته بود نژاد کانادایی تا هزار سال دیگه کاملاً چشم بادومی میشه ! البته نه تنها به این دلیل که عده شون اینجا زیاده ، بلکه شاید چون در نسلهای جدید دیگه ازدواج با یک غیر هموطن ترسناک نیست و در عین حال انگار ژن غالب دارن ، به نظرم میاد بچه های این ازدواجهای مشترک همیشه  چشم بادومی میشن . 
        جناب ترودو هم که پیروز شدن ، یعنی به شعارها و گفته هاش عمل میکنه ؟ دعا میکنیم . ذوق میکردیم که کانادا تنها کشوریه که با تکیه بر تولیدات و صنایع داخلی اش از بحران اقتصادی 6-7 سالۀ اخیر زنده بیرون اومده ولی متأسفانه انگار هنوز وسط راه وامونده  یعنی همۀ کشورها بالاخره بحران رو گذروندن و هلک هلک چرخ اقتصادیشون راه افتاد ولی ما دلارمون پس رفت و صنایع یکی در میون تق و لق شدن یعنی به خصوص اونهایی که منبع اصلی شون توی آمریکا بوده مثل صنایع اتوموبیل سازی به خاطر بحران اقتصادی آمریکا ، این طرف هم به مشکل خوردن در نتیجه ما رو هم به مشکل انداختن . در عین حال به خاطر پایین اومدن قیمت نفت ، کانادا که پنجمین صادر کنندۀ نفت جهانه ( تازه کشف کردم ، خودم تا دیروز فکر میکردم هرچی نفت استخراج میکنیم مال خودمونه !) تولید و صادرات نفتش دیگه سود سابق رو نداره و ... این رشته سر دراز دارد . حالا ترودو برای این مسائل چه فکری میکنه خدا داند ، دعا میکنیم موفق باشه . 
         من هیچی نمیگم که احساسم در مورد فروشگاههای ایرانی توی تورنتو چیه ، فقط بدونین که کابینتها دیگه جای خالی نداره حتی قد یه مورچه !  
          


پی نوشت اول : دوست گرامی که در مورد مقایسۀ بازار حسابداری و کارهای تصویری پرسیده بودی ، بستگی داره بخوای استخدام بشی یا خودت استودیو باز کنی . اگر میخوای استودیوی خودتو داشته باشی طبیعتاً سرمایه و هزینه و زبلی تبلیغات میخواد که مشتری جمع کنی . ولی اگر میخوای استخدام بشی جوابت قطعاً حسابداریه ، اصلاً شک هم نکن . برای اینکه به صحت حرفم ایمان بیاری ، به سایتهایی که اینجا میذارم مراجعه کن ، اینها نیازمندیهای شغلی کاناداست . خودت ببین بازار کدوم بهتره ، تمام اینها سطح حقوق رو هم نوشتن . چک کنی متوجه میشی که حسابداری و اصولاً رشته های مالی لااقل دهها برابر رشته های تصویری آگهی داره . اما حواست باشه در تمام اینها بعد از اطلاعات و مدارک تحصیلی در سطوح مختلف ، فاکتور زبان انگلیسی و آشنایی با کامپیوتر مهمترینهاست . 

     workopolis.com     

همین الآن در سایت اولی برای هر دو شغل در تورنتو جستجو کردم ، با کلمات کلیدی Accounting و Photography و Film Editor ، برای تدوین ، 15 گزینه ، برای عکاسی ، 271 گزینه و برای حسابداری 5955 گزینه معرفی کرد !! 

پی نوشت دوم : رفقا ممنون میشم اگر سوالاتتون رو در بخش نظر خصوصی نذارین چون به نظرهای خصوصی نمیشه جواب داد و مجبورم علی رغم میلم پاسخش رو در خود پست بنویسم . این که بازار کدوم شغل بهتره چه رازی داره که در نظر خصوصی گذاشتی گرامی ؟ !! 


تاریخ : شنبه 9 آبان 1394 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود