تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - تاریخچۀ منطقۀ ما ، Leaside


     دوباره سلام ، آقا قبل از شروع پستهای تورنتویی ، میخوام سنگهامو با همه وابکنم ، یعنی چی که تا میگم ویندزور ، بعضیها لب و لوچه میان و میگن ویندزور غلطه باید بگی وینزِر !! ببخشید ، شما میخواین در مورد انگلستان حرف بزنین میگین رفته بودم انگلند ؟  وقتی داریم فارسی حرف میزنیم از تلفظ فارسی و ایرانی اسامی استفاده میکنیم ، اگر چه که من با نفس این حرکت مخالفم و قطعاً دوست ندارم این ملت به ایران بگن آی رَن یا مثلاً تهران بشه تِیرَن ولی چاره چیه ؟ این اسامی در هر زبانی یک تلفظی داره . در زبان ما هم تلفظش مثلاً ویندزوره و انگلستان و آمریکا و فرانسه و صد البته تورنتو ، نه تورونو . اینها رو نوشتم که بعدها لطفاً کسی نگه چرا میگی تورنتو . 
    خوب چه خبر ؟ شهر شما چه جوریاست ؟ ماکه فعلاً هنوز گیجیم ، همین که آدرس چهار تا کوچه دور و برمون یادمون میمونه خیلی هنره . البته زیاد هم بیرون نرفتیم ، بیشتر توی خونه و هنوز مشغول جعبه بازی هستیم . 
    از اسباب کشی نمینویسم که بسیار طولانی و نفس بر شد . به دلایلی با یک اشتباه مجبور شدیم در دو مرحله بار بیاریم . بار اول با کامیون بزرگ و کارگز و ... و بار دوم با حمایت دوستان مهربان و رانندگی کامیون توسط دخمل . به هر حال الآن نشستیم وسط آخرین جعبه های باز نشده و یکی توی سر خودمون و یکی توی سر این جعبه ها که کجا جاشون بدیم . به عمرم انقدر هنرمند نشده بودم که از در و دیوار طبقه و رف خلق! کنم . یعنی یک جاهایی طبقه زدم که عقل جن هم نمیرسه به خدا . خیلی سخته نقل مکان از خونۀ بزرگ به آپارتمان کوچیک ، تازه کلی از اسبابها رو بردم خونۀ دوست عزیز دلم که نجاتم داد . مسئله اینجاست که این خونۀ دانشجویی بچه هاست و سال دیگه انشالله دوباره یک جایی میخریم ولی فعلاً تا سال دیگه باید اینجا جا بشیم 
     از خودمون بگم که شادان کلاسهاشو شروع کرده و کلی علاقه و هیجان داره . آذین منتظر جواب دانشگاهه ، خودم هم که دیگه نگم ، خسته ام بابا ، خسته . 
    داشتم فکر میکردم از چی بنویسم ، اینجا شونصد برابر ویندزوره ، کجاشو بگم و کجاشو نه ، به این نتیجه رسیدم که میتونم از منطقۀ خودمون یعنی  Leaside صحبت کنم ، چطوره ؟


    نظرتون چیه از تاریخ این منطقه حرف بزنیم ؟ مطالب جالبی توی ویکی پدیا خوندم که مطمئنم شما هم خوشتون میاد . البته چون خیلی طولانیه در دو قسمت براتون مینویسم . فعلاً قسمت اول : 
     جونم براتون بگه ، طبق متن ویکی پدیا ، اینجا یکی از مناطق شمال داون تاون تورنتو و در حال گسترشه . اسمش رو از William Lea و خاندانش گرفته که اوائل قرن نوزدهم اینجا ساکن شدن . در ابتدا به صورت یک منطقۀ کشاورزی حومۀ تورنتو و بعد در سال 1913 تبدیل به شهر شد ( نوشته Town ، یعنی شهرک یا شهر کوچک ، من نمیدونم چی ترجمه کنم ، لابد یه چیزی مثل شمیرانات ) و در سال 1967 با الحاق به East York ، بخشی از این منطقه و در سال 1998 یعنی هفده سال پیش به تورنتوی بزرگ ملحق شدن .  
    اما هزاران سال پیش اینجا چه خبر بود ؟ خوب ، 3000 سال پیش از میلاد ، قبایل مختلف Native در اراضی تورنتو زندگی میکردن . در این موقع  لورنتین ها به جنوب شرقی تورنتو کوچ کردن . اوائل قرن هفدهم اروپائیها به این منطقه رسیدن و بعد از سال 1780 پای آمریکائیها هم به اینجا باز شد .


     جان لی که در سال 1818 از انگلستان به فیلادلفیای آمریکا کوچ کرده بود ، یک سال بعد به کانادا و وتورنتو پا گذاشت و قسمتی از اراضی جنوب شرقی این شهر رو خرید و با خانواده اش مقیم کانادا شد . در سال 1851 پسر اولش به نام ویلیام لی در جنوب اراضی پدرش زمین وسیعی خرید و ساخت و ساز عظیمی راه انداخت و نام ملکش رو Leaside گذاشت . 
     در سال 1854 که عمران اراضی تمام شد ، نه تنها منزل و محل زندگی خانوادۀ لی ، بلکه ادارۀ پست منطقه هم بود . در سال 1870 کمپانی راه آهن کبک ، تصمیم گرفت در این منطقه ایستگاهی دائر و خطوط راه آهن رو به گسترش بده . چهارده سال بعد این خطوط که از Leaside شروع شده بودن تا ایستگاه اصلی تورنتوی بزرگ یعنی Union Staion کشیده شده بود . 


     جذابیت ماجرا از اینجا شروع میشه : سال 1914 ویلیام مکنزی و دونالد مان ، هزار هکتار زمین خریدن و یک آرشیتکت به نام فردریک تاد رو استخدام کردن تا در اطراف ایستگاه راه آهن یک شهرک بسازه . زمینهای خریداری شده از جنوب خیابان اگلینتون تا شمال اون و شامل چندین مزرعه بود ( حالا بگین قتل و تبدیل طبیعت به آجر و سنگ فقط در دورۀ ماست ! ) 
    شهری که تاد ساخت اسم خیلی از کارمندان و دست اندرکاران کمپانی راه آهن شمالی رو ، روی خیابانهاش داشت ، Laird , Hanna , Weaksteed و .... این شهر جدید شامل مناطق تجاری ، صنعتی و مسکونی بود و قرار بود یک منطقۀ موند بالای تورنتو باشه ( upper class residential area ) برای همکاری در ساخت این شهر ، به مسئولین شهرداری تورنتوی شمالی و تورنتوی مرکز مراجعه کردن ولی هر دو گروه این درخواست رو رد کردن وگفتن بهتره که Leaside خودش جداگانه شهر باشه و شهرداری داشته باشه و به این ترتیب در آوریل 1913 ، لیساید با 43 نفر جمعیت ! به Town تبدیل شد و یک نفر نماینده هم انتخاب کردن . 


     تا سپتامبر همون سال کارهای اداری تبدیل لیساید به Town انجام و در سپتامبر اراضی و املاک برای فروش گذاشته شد . از سال 1914 تا 1917 به خاطر جنگ جهانی بخشهایی از لیساید به پادگان نیروی هوایی واگذار و تعلیم سربازان در این منطقه انجام میشد و زمان جنگ ، هزار سرباز نیروی هوایی در این پادگان آماده به خدمت بودن . 
      ساخت وساز مسکونی و شهری به خاطر جنگ جهانی اول راکد و جمعیت منطقه زیر 500 باقی مونده بود . بعد از جنگ ، وضعیت خراب اقتصادی کانادا باعث رکود ساخت این منطقه هم شد . 
      باقی داستان مربوط به بعد از جنگ جهانی باشه پست بعدی . ببخشین بنزینم تمام شده . شب شما به خیر .

برچسب ها: تاریخ تورنتو،  

تاریخ : چهارشنبه 1 مهر 1394 | 03:41 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود