تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو - پیشو بانو ، گربۀ باوقار ویندزوری


        سلام جام جم آنلاین نوشته که وبلاگهای بلاگفا در دسترس قرار گرفت !! 

                http://click.jamejamonline.ir/NewsPreview?id=1965961735732839539

     منظورشون چیه ؟ شما دسترسی دارین الآن ؟ من که ندارم هنوز . مشکل اینه که نمیتونیم وارد بخش مدیریت بشیم ، این قضیه کی حل میشه ؟ وبلاگها از دسترس خارج نشده بودن ، همه میتونیم صفحات اصلی رو ببینیم ولی خیلی از بخشهای آرشیوها و نظرات و ... کار نمیکنن و مدیریت مهمه که وصل نیست . هنوز خبری نیست ، هنوز منتظریم و .... 
    
    من فکر میکنم واقعاً مشکل حل شدنی نیست و مسئولین بلاگفا امیدوارن که گذشت زمان باعث بشه به تدریج بلاگفائیها ناامید بشن و دنبال راه حلهای جانبی بگردن مثل انتقال ومهاجرت به سرورهای دیگه . من متخصص کامپیوتر نیستم ولی آیا چه مسئلۀ عظیمی حادث شده که با گذشت یک ماه و هزینه کردن ده ها هزار دلار به قول جناب شیرازی ، هنوز هم نتونستن راه حلی براش پیدا کنن ؟ مگه قراره بخشی از کامپیوترهای ناسا تعمیر بشه ؟ نمیدونم والله ، به هر حال ما امیدمون رو از دست نمیدیم ، انشالله گربه است .

    چند روز پیش با بچه ها رفتیم توی باغچه یه خورده خوشگلیزاسیون که به چشم مشتری بشینه ، پیشو هم باهامون اومد و این جدیدترین عکس ایشونه :


      اینم فکر میکنم حدود یک سال و اندی پیش باشه 

             

         این سکو که پیشو نشسته یک زمانی پر از قاب عکس و جا شمعی بود ولی ایشون اشغالش کرد و ما عقب نشینی نمودیم . حالا دیگه اریکۀ سلطنت ایشونه و اگه من خطا کنم چیزی اونجا بذارم خیلی به آرومی و با اعتماد به نفس کامل اونو میندازه زمین که بشینه سر جاش . پریشبها داشتم کتاب میخوندم، گذاشتمش همونجا ، صبح اومدم کتابمو کج و کوله از زمین برداشتم و جای تشر به ایشون صبح به خیر گفتم . عید دلم میخواست هفت سینمو اونجا بچینم که دیدم کوتاه بیام سنگین ترم :) 

       داشتم در مورد نوع پیشو توی گوگل میگشتم به موضوع جالبی برخوردم . پیشو از نوع Tortoiseshell هستش که معمولاً ماده های این نوع ،این رنگی از آب در میان . ولی کجاش جالبه ؟ این که عقاید عامه میگه این نوع گربه ها شانس و پول به زندگی صاحبشون میارن ( ما که ندیدیم ! ) و این گربه ها چنان خوش اخلاق و با ادب هستن که بهشون لقب Tortitude  میدن ! :)  این یکی کاملاً مشخصه . اگه از این دیوار صدا دربیاد از پیشو هم در میاد . همیشه درست مثل همین عکسها ساکت و باوقاره . چنان بی صدا و بی آزار یه گوشه میشینه که انگار مجسمه است ، خیلی که به هیجان بیاد دمشو آونگی تکون میده ، همین . 
      
      تنها دفعه ای که دیدم از خودش هیجان زیادی نشون بده و یک کار " گربه وار " انجام بده ، زمانی بود که برای اولین بار یک گربه دید !! بسکه این حیوون همیشه توی خونه است و به ندرت بیرون میره تا به حال گربۀ دیگه ای ندیده بود یعنی از سه سال پیش که زمان نوزادی از مادر و خانواده اش جدا شد دیگه با هیچ گربه ای روبه رو نشده بود و ما به عینه متوجه شدیم که عکس العملی که نشون داد قطعاً باید غریزی باشه چون احدی بهش یاد نداده بود که در چنین موقعیتی چکار کنه . میدونی چی شد ؟ اون گربۀ بدبخت اومد توی چمنهای ما نشست و فقط داشت نگاهش میکرد ، ولی پیشو چنان موهاشو باد کرد و چنان فیف و فوفی راه انداخت که من گفتم الآن گربه هه رو یه لقمه میکنه ، صاحب گربه هم که همسایۀ ماست داشت بدو بدو میومد طرف ما ، به نظرم اونم خطر رو حس کرده بود و از پیشو ترسیده بود . من به سرعت پیشو رو بغل کردم و گذاشتمش توی خونه . ولی تا چند دقیقه بعد هم هنوز از پشت پنجره واسه گربۀ همسایه خط و نشون میکشید . لابد به زبون گربه ای میگفت اینجا قلمرو منه و تو حق نداری بیای اینطرف خیابون . به هر حال این تنها باری بود که پیشو از خودش یک حرکت و کار خاصی دروِکرد . ناگفته نماند که گربۀ همسایه هم دیگه شهامت نکرد بیاد توی چمنهای ما :) 

         میخواستم چند تا خبر از ویندزور بذارم ولی ببخشین ، خیلی خوابم میاد . فردا دوباره مینویسم . خداحافظ 
  

برچسب ها: پیشو، باغچه، من و بلاگفا،

تاریخ : چهارشنبه 13 خرداد 1394 | 08:05 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.