تبلیغات
یک ویندزوری در تورنتو


    خاک سرده ، بعد یه مدت یاد میگیری آروم باشی ، بهش فکر نکنی یا اگه فکر کردی یاد خوشیهاش بیفتی ، لباسهایی که خریدی ، نه اونهایی که سوخت و با خودش زندگی آدمها رو سوزوند ، نه ماهیهایی که با لباس آتش نشانی ، بی آب ، اون زیر ، زیر خروارها خاک ، نفس نفس زدن تا ...... 
    خاک سرده ، یادمون میره ، باور کنی یا نه ، خیلی زود یادمون میره . مگه قبلیها یادمون نرفت ؟! 
    خاک سرده ، گریه میکنیم ، به سر و صورت میکوبیم ، مینویسیم ، میخونیم ، جوهر قلمها تموم میشه ، انگشتها از تایپ خسته میشه ، ماجراهای بعدی میاد ، قبلی سرد میشه ، خاک میشه ، پودر میشه ، یادمون میره . 
    یادمون میره از چی دلخور بودیم ، شاکی بودیم ، یادمون میره آدمهایی که روی سقف ماشین آتش نشانی داشتن فیلم میگرفتن و اونهایی که انگار مهمونی ، دسته جمعی واسه عکاس لبخند زدن ، یادمون میره راه ماشین امدادو بستیم ، یادمون میره اونایی که جای خرید لوازم پیشرفتۀ آتش نشانی ، کرور کرور اختلاس کردن و خوردن و رفتن .    
     خاک سرده ، نه هنوز گرمه ، هنوز داغه ، صبر کن ولی ، سرد میشه به زودی ، بعد یادت میره ، یادمون میره . 
    یادمون میره اشکهای پدری که پسرش زیر همون خاک بود و ضجۀ آتش نشانی که رفیقش جلوی چشمش زیر آوار غیب شد و ما با بیرحمی گفتیم مرد که گریه نمیکنه ! 
    باور کن یادمون میره ، حتی همین الآن ذهنمون مه گرفته که هنوز چند تایی اون زیر هستن و تا دیروز هی به هم سفارش میکردیم دعا کن ، دعا کن ، یادمون نیست ساعتهای اول مدام کلیک کلیک ، کانالهای خبرو زیر و رو میکردیم ببینم چه خبر ! خبر نویسها هم یادشون رفته بنویسن ، از دل برود هر آنچه ..... از دیدمون رفته . 
    خاک سرده ، به خصوص وقتی آوار پونزده طبقه باشه ، صبر کن ، یادمون میره . 

برچسب ها: دل نوشته، اخبار،  

تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
دوستان بلاگفایی ، رفقای همیشگی پیوندهای وبلاگم ، نویسندگان عزیز بهارانه ، زنانه تر از هر زنی ، جاده ها ، پردیس موعود ، حریرستان ، پیاده روی روی مین ، ناگفته های گفتنی دو مهاجر و دیگران ، نمیشه براتون نظر گذاشت ، مینویسه : ثبت متن تبلیغاتی امکان پذیر نیست !!! امتحان کردم حتی فقط یک کلمه نوشتم سلام ، بازم ثبت نمیکرد ، گفتم که از خواننده هاتون دلخور نشین ، پشت خط موندن بنده خداها . 

برچسب ها: من و بلاگفا، اخبار،  

تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | 05:20 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات

     حالم خیلی بده ، نمیتونم بنویسم ، تسلیت میگم به همۀ اونهایی که عزیزی رو در فاجعۀ ساختمان پلاسکو از دست دادن . دارم عکسها و فیلمها رو نگاه میکنم و اشک امانم نمیده ، خدایا چرا ما انقدر بدبختیم ؟ کجای یک کشور متمدن و پیشرفته چنین اتفاقاتی میفته ؟! چرا هر چی سنگه مال پای لنگه ؟ بسته ، تو رو به عظمتت ، دیگه بسته . 


تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات


     سلام به همه ، امروز میخوام یک مشاور مالی ایرانی بهتون معرفی کنم که خودم از تخصص ایشون خیلی بهره بردم . برای بعضی مسائل مالی احتیاج به راهنمایی و کمک داشتم ، به کمک یک دوست با این خانم آشنا شدم و باید بگم که در یک کلام ایشون سرفصل جدیدی در زندگی من باز کرد که بعداً سر فرصت براتون تعریف میکنم . من توصیۀ جدی میکنم که اگر نیازی به مشاورۀ مالی در هر زمینه ای داشتین حتماً تماس بگیرین که بهترین و منصفانه ترین پکیج های بیمه و وام و حسابهای بانکی و کمک های دولتی و ..... رو بهتون معرفی میکنن . 
      من خودم کلی اطلاعات از این خانم گرفتم و برای ثبت بیمۀ کمکی در زمینه های مختلف هم اقدام کردم. ایشون با محبت تمام برای من وقت طولانی ای گذاشتن و تا وقتی مطمئن نشدن که کاملاً همه چیز رو برام توضیح دادن کار رو قطع نکردن و بالاخره پکیج هایی که لازم داشتم برام پیدا و اقدام کردن . رفتار و اخلاق دوستانۀ ایشون هم خیلی به دلم نشست . 
      این خانم یک کانال تلگرامی هم برای ساکنین تورنتو راه اندازی کردن به نام " سیر تا پیاز تورنتو " که اونم معرکه و پر از اطلاعات واقعاً مورد نیاز و مفیده . مثلاً اطلاعات کامل و مقایسه بین خرید و لیزینگ یک اتوموبیل در کانادا با تمام جزئیات و محاسبات مالی این قضیه . عالیه نه ؟ 

شهرزاد ربانی 

مشاور مالی و بروکر
نورت یورک - تورنتو 

  • زمینۀ کاری : 
  • انواع وام منزل با بانکها و موسسات مختلف / Mortgage
  • انواع بیمه : عمر،درمانی ،مسافرتی،بیماریهای خاص، حمایت در دوران پیری و ...
  • ورشکستگی
  • انواع سرمایه گذاری
  • وامهای تحصیلی
  • ایجاد حساب مخصوص برای معلولین دهنی و جسمی 
  • انواع مشاوره های مالی و همراهی تا بانکها و موسسات 

تلفن تماس : 6472030405

کانال تلگرام : @SharzadRabbani
کانال " سیر تا پیاز تورنتو " : https://t.me/sir_ta_piaze_toronto

     انشالله اگر نیازی داشتین با خانم ربانی تماس بگیرین و دیگه از همه نظر خیالتون راحت باشه .
     

برچسب ها: اخبار،  

تاریخ : یکشنبه 26 دی 1395 | 11:04 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات



سال 2017 به همه مبارک 

امیدوارم امسال برای همۀ مردم دنیا اعم از مسیحی و مسلمان و دیگران ، سالی خوش و پر از سلامتی و شادمانی و موفقیت باشه .




تاریخ : شنبه 11 دی 1395 | 10:13 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات


Image and video hosting by TinyPic


با شرکت در مسابقه ی اینترنتی ساز و آواز آناهید استعداد خود را در زمینه ی موسیقی به نمایش بگذارید و برنده ی این رقابت باشید 
  • برای برنده ی هر دوره ، یک قطعه تنظیم ، اجرا و اهدا خواهد شد 
  • هر ساله برای برندگان منتخب ، اعم از نوازندگان و خوانندگان پاپ یا سنتی اجرای زنده و به برنده ی منتخب آن سال یک آوا موزیک به رسم یادبود تقدیم میگردد
  • لازم به ذکر است که فعلاً از شرکت کنندگان عزیز ، هیچ کونه وجهی بابت شرکت در مسابقه دریافت نمیگردد
  • با نظر سنجی مردم ، 30 نفر برتر انتخاب و از میان منتخبین ، هیئت ژوری ، برنده ی نهایی را معرفی مینماید
  • از آنجایی که محدودیتی برای فایل های ارسالی وجود ندارد ، شما میتوانید با ضبط و ارسال قطعات متنوع شانس برنده شدن خود را افزایش دهید 
شرایط شرکت در این رقابت : 
     ارسال یک فایل تصویری بدون ادیت و ضبط زنده ، فایلهایی که ضبط استودیویی و یا تدوین شده باشند به هیچ عنوان در مسابقه شرکت داده نخواهند شد ، توجه داشته باشید که فایل ها را به صورت jpg نفرستید 

برای شرکت در مسابقه اجرای خود را به  این لینک ارسال کنید : 
borzoo5۱@

برای دنبال کردن شرکت کنندگان و رأی دهی در تلگرام به آدرس زیر مراجعه کنید :
anahidmusic1

پی نوشت : همون احساسی که سر استیج و رأی دهی داشتم ، یعنی همون احساس التهاب و هیجان رو در این مسابقه دارم و خوشحالم که دارم دنبالش میکنم . اصولاً این که کسانی بیان آدمهای با استعداد رو شناسایی کنن و در ادامۀ راه بهشون کمک کنن کار قشنگیه . رقابتها رو دنبال کنین و لذت ببرین . 



تاریخ : پنجشنبه 2 دی 1395 | 06:19 ق.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
    سلام . بخش چهارم از وبسایت ترودو سنج رو براتون ترجمه کردم . این بخش به زیرگروههای پناهندگان ، دانشجویان و کارکنان ، حمایت و الحاق خانوادگی تقسیم میشه . در کل دوازده برنامه بوده که چهار تای اونها کاملاً انجام شده ، یکی تغییر کرده ، یکی در درست انجامه و باقی هنوز به صورت جدی شروع نشدن . 
    AID
    آنچه هنوز شروع نشده ( 1 )

 اصل قول : کمک و حمایت از گروههای آسیب پذیر و کم درآمد مهاجر با تمرکز بر مادران ، نوزادان و  بهداشت کودکان 

  FAMILY REUNIFICATION

    آنچه هنوز شروع نشده  ( 3 ) 

  • اصل قول : تخصیص دو برابر بودجه به منظور تقلیل زمان انتظار برای  ویزای خویشاوندی و الحاق خانوادگی از طریق اسپانسر شیپی والدین و والدین بزرگ که در حال حاضر چهار سال طول میکشه 
  • اصل قول : تخصیص امتیاز اضافی به سیستم " ورود سریع / Express Entry " و تنظیم دوبارۀ سن فرزندان وابسته از 19 سال به 22 سال 
  • اصل قول : اعطای اقامت دائم سریع به همسران تازه وارد به جای انتظار دو ساله 

   آنچه انجام شده  ( 1 ) 

  • اصل قول : ارتقا فوری تعداد درخواست والدین و والدین بزرگ به 10،000 در سال 
 
REFUGEES

    آنچه هنوز شروع نشده ( 1 ) 

  • اصل قول : تعیین افراد با تخصص مناسب ! به سازمان مهاجرت و پناهندگی کانادا ( subject-matter expertise نمیدونم این عبارت ترجمه اش درسته یانه ، ولی یه خورده بی انصافی به نظر میاد ،نه ؟ )

    آنچه انجام شده ( 3 ) 

  • اصل قول : اهداء کمک صد میلیون دلاری به کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل . وزیر توسعۀ بین المللی مری کلود بیبا اعلام کرده که این کمک برای استقرار پناهندگان سوری اعطا شده که البته معترضین میگن وقتی کانادا چندین هزار پناهندۀ سوری رو میپذیره ، بودجه اش هم باید دست خودش بمونه که خرج اینها کنه و نباید به سازمان ملل بده . 
  • اصل قول : اعطای حق تجدید نظر درخواست پناهندگی برای تابعین برخی کشورها ( مذاکرات نه چندان دوستانۀ پوتین و ترودو در مورد پناهندگان اکراینی به دنبال جنگ جدایی طلبانۀ اکراین از روسیه در رابطه با همین موضوعه ) 
  • اصل قول : بازگردانی طرج بهداشتی - درمانی کشوری برای پناهندگان و متقاضیان پناهندگی به صورت محدود و موقت 

    آنچه رد شده یا تغییر کرده ( 1 ) 

  • اصل قول : قبول 25000 پناهندۀ سوری تا آخر 2015 . مجبور شدن این قول رو بشکنن و تعداد پناهنده ها رو تقسیم به زمان کنن چون متوجه شدن که قول بزرگیه و قابل انجام نیست . به هر حال تا آخر 2015 ، ده هزار نفر قبول کردن و باقی اش امسال که حدود ماه مارچ این رقم کامل شد .

STUDENTS AND WORKERS 

    در دست انجام ( 1 ) 

  • اصل قول : قبول مدت زمانی که دانشجویان یا دارندگان حق اقامت برای تحصیل یا کار در کانادا بودن برای درخواست تابعیت .

    آنچه هنوز شروع نشده  ( 1 ) 

  • اصل قول : سهولت جا به جایی پول از راه دور ( overseas ) 

برچسب ها: اخبار،  

تاریخ : جمعه 26 آذر 1395 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات



     ترامپ ؟ !! من شوکه شدم ، فکرشم نمیکردم . کلینتون ظاهراً گزینۀ بهتری بود ، سابقۀ سیاسی داشت ، سابقۀ کار دولتی سنگین داشت ، حرفهای " جدی تری " میزد و ...... ترامپ با اون افکار تند و ترسناک ؟! ترامپِ مرگ بر دیگران و مرگ بر هر چی LGBT و ..... ؟! 
      من نه دید سیاسی دارم و نه دنبال سیاست هستم . البته دلم میخواد آگاه باشم و دوست ندارم از ماجراها دور بمونم ولی معمولاً نه داخل میشم و نه اظهار نظر میکنم . منتها چون این بار قضیه خیلی عجیب و بزرگ به نظرم اومد دلم خواست احساس خودمو بنویسم . 
     داشتم فکر میکردم چطور ملت آمریکا ترامپ رو انتخاب کردن ، البته رقابت خیلی نزدیک و تنگاتنگ بود ، ولی من انتظار داشتم که ترامپ با درصد بالایی ببازه . چند عامل به نظرم رسید که فکر میکنم بزرگترینهاش برمیگرده به نژادپرستی خاص آمریکایی و سوابق اقتصادی خوب ترامپ و جرائم اثبات شده و نشدۀ کلینتونها چه اخلاقی و چه سیاسی . 
     ترامپ خیلی حرف میزنه ، گاهی هم حرفهای " بد " به زبون میاره ولی دنیا همینه ، مردها همو میشناسن و به حرفهای بد هم عادت دارن و این به قول خودشون big deal نیست ، جوکه ، شوخیه و فرهنگ غربی کم و بیش با تفکر " ولش کن بابا ، همه میگن " از کنارش رد میشه و به جز این نتونستن جرم واضح قانونی  از ترامپ پیدا کنن در حالی که قضیۀ بیل کلینتون و کارمندش کاملاً محرز بود و هیلاری هم با ماجرای ایمیل هاش حسابی ذهن مردم رو خراب کرد و با اینکه پیش بینی میشد مجموعۀ زن بودن هیلاری و حرفهای غیر اخلاقی ترامپ ، به ضرر ترامپ تمام بشه و هیلاری تمام رأیهای زنان رو جمع کنه اینطور نشد . 


    در عین حال ترامپ سابقۀ اقتصادی پر باری داره ، یک بیزینس من موفق با کارنامۀ قابل قبول حتی در دوران رکود و کتابهایی در زمینۀ اقتصاد ، این یک زنگولۀ شادمان در ذهن آمریکائیها به صدا در میاره که رشد اقتصادی و در نتیجه درآمدهای بهتر در راهه  . این که رئیس جمهوری بیاد که دید اقتصادی بهتر داره خیلی خوشمزه تره و احساس آرامش میده به جامعه ای که یک دورۀ رکود طی کرده و تازه یواش یواش داره سر بلند میکنه و ...... 
     یک مورد مهم دیگه به نظر من جامعۀ " غیر مهاجر پذیر " آمریکاست . نمیشه منکر شد که در مقایسه با کانادا ، همۀ کشورهای دیگه در مهاجر پذیری کمرنگ به چشم میان ، اینو به یقین میگم چون اکثر بستگان و دوستان خودم که در آمریکا هستن این حس رو دارن ، خوب حالا این ملت مخالف مهاجز به خصوص مهاجر مسلمان ، یهویی ببینن کسی میاد که سوپرمن وار جلوی ورود هر چی مسلمان و مکزیکی و ...  میگیره ، کور از خدا چی میخواد ؟ مشخصه که چنین آدمی براشون یک قهرمان ملی نمودار میشه و بهش رأی میدن . البته به شخصه دعا میکنم ترامپ از وعده هایی که داده به کشیدن دیوار بسنده کنه وگرنه ایشون وعدۀ استفاده از بمب اتم هم داده ! 
     وقتی اکثریت غالب کودک و نوجوان یک ملت در زمینۀ سیاه و سفید آمریکایی باش یا بمیر رشد میکنن و تفکرشون با استفادۀ مجاز از اسلحه پالایش میشه ، نتیجه اش نسلی هست که از هر غیر آمریکایی بدش میاد و حاضره به راحتی به کسی که فرمان مرگشون رو صادر میکنه رأی بده . لطفاً نیایین بگین آمریکائیها اینطور نیستن ، نتیجۀ انتخابات نشون داده که لااقل کمی بیشتر از نیم جمعیت طرفدار این تفکر هستن .
         

 
    خدا به داد ایرانیهای آمریکا برسه ، به خصوص محجبه ها . من آدم خودخواهی هستم ، اعتراف میکنم نگران دیگرانی مثل مکزیکی ها و مسلمونهای کشورهای دیگه نیستم ولی نگران هموطنهای مقیم آمریکا هستم ، احساس میکنم یک موجی راه میفته که همه رو درگیر میکنه . یادمه بعد جریان یازده سپتامبر ، خیلی از ایرانیها ، بچه های خودشونو توی خونه نگه میداشتن و تا مدتی نمیذاشتن برن مدرسه ، چون از عکس العمل مردم به ایرانیها نگران بودن . کسانی رو میشناسم که از ترس در محل کار خودشونو به مشتریها ترک معرفی میکردن نه ایرانی .     
     یک تفاوت بگیم تصویری هم بین اوباما و امثالش با ترامپ و امثالش هست . مثالی میزنم ، دو تا بچه هستن که پدر یکی یک آدم تحصیلکردۀ ساکت و آرام و منطقی و .... و پدر یکی دیگه کسی مثل آرنولد با عضلات کلفت و ..... در چشم بچه ها کدوم پدر قوی تره ؟  احساس میکنم اوباما در سکوت و آرامش ، هشت سال جامعۀ آمریکایی رو سرپرستی کرد و موفق هم بود ولی مردم یک بابای آرنولد میخواستن که بازو بگیره و رجز بخونه و شاخ و شونه بکشه و باباهای دیگران رو کله پا کنه ،ترامپ همچین آدمیه و رویای آمریکایی ابرقدرت جهان بودن رو دوباره در ذهن ملت پررنگ کرده و به قول برشت ، بدبخت مردمی که به قهرمان نیاز دارن . 
      
     
    یکی میگفت دو حالت بیشتر نداره ، یا ترامپ پشت پرده با دولتهایی مثل ایران زد و بند میکنه و کاری بهشون نداره یا تلفن قرمز و ..... خدا به خیر کنه . 
پی نوشت : برای رفع شبهۀ احتمالی باید بگم که من طرفدار کلینتون هم نیستم . به نظر من این بار انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انتخاب بین دو " بد " بود . از دید من ایرانی ، کلینتون هم افکار جنگ طلبانه و ترسناک داره و اعتقاداتش برای من کابوس حمله به ایران میسازه و نگرانم میکنه . این پست معناش طرفداری از کلینتون و رد ترامپ نیست ولی فکر میکردم چون بین این دو نفر، در کفۀ ترازو کلینتون مخالف خوانیهای کمتری داشت ، با نجات محیط زیست و LGBT ها و زنها و مهاجران و .... دعوایی نداشت به احتمال زیاد مردم اونو انتخاب میکنن در نتیجه انتخاب ترامپ برام تعجب آوره و در هر دو حالت ، چه کلینتون و چه ترامپ ، نگران وضعیت ایران در چهار سال آینده هستم . 

برچسب ها: اخبار، مقایسه،  

تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات


    بچه که بودم فکر میکردم دوستی یعنی زنگ تفریح با یه نفر بری بوفۀ مدرسه آب نبات سوتی و آلو بخری و توی حیاط بشینین بین خوردن یا سوت زدن چرتکه بندازین یا بری دخترهای محله رو جمع کنی که دسته جمعی کش بازی و لی لی کنین  . 
     سالها گذشت و یاد گرفتم که میشه برای دوست حرف زد و حرفشو شنید ، میشه ازش نظر پرسید ، میشه بهش اعتماد کرد و رازهای مگو توی دلش پس انداز کرد . 
    و باز بعدها فهمیدم دوست اونه که شاید دو ساعت در سکوت کنار هم بشینین و لازم نباشه واقعاً حرفی بزنی . همین که کنار هم هستین خوبه ، همین که هست خوبه . مهم نیست توی دو تا شهر جدا باشیم یا همسایۀ دیوار به دیوار . مهم نیست که گاهی یه ماه فقط دو تا اس ام اس رد و بدل میکنی ، مهم اینه که هست ، همیشه هست ، هر وقت که بخوای . 
     زندگی بهت یاد میده اطرافیانت رو الک کنی ، نخاله ها رو دور بریزی و درشتهاشو واسه خودت نگه داری . از این الک ، چند تا رفیق خوب گیرم اومده که با دنیا عوض نمیکنم . 
     با یکی از خیلی درشتهای الکم رفتم یه جایی انگار بهشت ، ترکیب صخره و آب و ماسه و جنگل . هزار جزیره ، بهاره بانو دوستت دارم عزیز . 
     


         

برچسب ها: دل نوشته،  

تاریخ : چهارشنبه 5 آبان 1395 | 09:45 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات



    سلام ، بیایین یه آنتراکت بذاریم مابین ترجمۀ مطالب  " ترودو سنج "  و در مورد یکی از موضوعهای مهم فعلی صحبت کنیم   .  احتمالاً خبر دارین که مریم منصف ، وزیر نهادهای دمکراتیک دولت ترودو ، این روزها یکی از جنجالی ترین وزرای کاناداست . این خانم سی و دو ساله که به عنوان جوانترین عضو کابینۀ ترودو معرفی شده ، تا چندی پیش به عنوان یک افغانستانی معرفی میشد ولی فعلاً به دلیل تولد در مشهد ، بعضیها شک دارن که شاید دارای تابعیت ایران باشه  .
    این خانم به تازگی از مادرش شنیده که در ایران به دنیا آمده و نه در افغانستان ، منصف در گفتگو با CTV گفته که به شدت از پنهانکاری مادرش در این جریان ناراحته که هرگز نفهمیده متولد ایرانه ، شرح داده که بعد از نا امن شدن هرات در افغانستان ، پدر و مادرش به ایران پناه میبرن ، بعد که پدرش از دنیا میره ، مادر و این بچه ها بین افغانستان و ایران در رفت و آمد بودن ولی هرگز احساس امنیت و استقرار دائمی در ایران نداشتن چون پناهندگان افغانستانی به عنوان یک  ایرانی پذیرفته نمیشدن و حقوق کامل یک شهروند رو نداشتن . بنابراین زمانی که این خانم یازده ساله بوده بالاخره میتونن به کانادا مهاجرت کنن و به عنوان پناهنده اقامت بگیرن . این خانم بعد از شنیدن ماجرای تولدش در ایران از مادرش به شدت شوکه شده و عصبانی از اینکه سالها از این موضوع بی خبر بوده و اضافه کرده که مادرش رو درک میکنه چون مادر هنوز خودش و دخترهاش رو افغانستانی میدونه بنابراین به نظرش نمیومده که این موضوع که منصف در ایران به دنیا اومده انقدر مهم باشه و چیزی از افغانستانی بودن دخترهاش کم کنه . 
     خود من ریشۀ گیلک دارم . والدین بزرگم اهل گیلان بودن که به تهران مهاجرت کردن . پدر و مادرم هر دو متولد تهران هستن و خودم هم ولی من خودمو از نژاد گیلک میدونم چون اگر چه که دو نسل ما در تهران به دنیا اومدن ولی رگ و ریشه و خون گیلک داریم . همیشه با برادرهام بحث دارم که بالاخره کجایی هستیم ، اونها میگن تهرانی یا حتی کرجی چون بزرگ شدۀ کرج هستیم ولی من عقیده دارم که ما سه تا هنوز گیلک به حساب میاییم . بنابراین به نظر من هم مریم منصف اگر چه زادۀ مشهد و بزرگ شدۀ کانادا باشه ولی باز هم افغانستانی به حساب میاد ، به خصوص چون تا جایی که خبر دارم تابعیت ایرانی از مادر به بچه میرسه ( اشتباهه ، پی  نوشت رو بخونین ) و ایران به کسی که مادرش خارجی باشه  تابعیت نمیده حتی اگر طرف توی ایران به دنیا اومده باشه ، به هر حال چون نظر بنده ملاک نیست ، ملت میگن ایشون ایرانیه ، باشه ، بریم سراغ باقی ماجرا . 
    ولی جدا از احساس قلبی ، مگه میشه آدم ندونه یا نشنوه که از نظر قانونی و فیزیکی کجا به دنیا اومده ؟ کدوم شماها  که دارین این متن رو میخونین ، نمیدونین کجا به دنیا اومدین ؟ یعنی در کل عمر خودتون ، نبوده مدرک یا سندی که از شما محل تولد بخواد و هرگز در هیچ اداره ای ، دفتری ، جایی ، سوالی در مورد محل تولدتون نشنیدین که مجبور به جواب باشین و .... میدونین ، خیلی برام عجیبه ! نمیدونم البته سفر به کانادا در یازده سالگی منصف اتفاق افتاده و میشه گفت لابد بچه بوده و در جریان سوال و جوابهایی که با مادرش میشده نبوده ولی چرا مادر این خانم به تمام سوالات اداری جواب دروغ داده یا پنهان کرده ؟ احتمالاً اگر میگفته که بچه ها ایرانی هستن ، بهشون ویزای پناهندگی کانادا نمیدادن . کانادا بیست سال پیش به دلیل اینکه اینها پناهندۀ افغانستانی و فراری از یک کشور جنگزده بودن بهشون کلید ورود داده و شاید اگر قضیۀ ایرانی بودن بچه ها باز میشده موفق به دریافت پناهندگی کانادا نمیشدن و دقیقاً به همین دلیل الآن مریم منصف باید جوابگو باشه ، جوابگوی دلایل و چرایی ترس و نگرانی مادری که برای بچه هاش دنبال مکان بهتری برای زندگی بوده . مادر منصف هم یک مادر بوده مثل همۀ ما ، تمام تلاشش رو کرده که بچه هاش رو از فاجعۀ افغانستان و وضعیت سخت زندگی مهاجرین در ایران نجات بده ولی نمیدونسته که این سکوت به ضرر دختر وزیرش تمام میشه و حالا ایشون باید در نشستها و دادگاههای مختلف از خودش دفاع کنه .
    به نوشتۀ گاردین ، اسکینر ، رقیب انتخاباتی منصف میگفت  در زمان انتخابات ، شایعاتی در این مورد وجود داشت و نامه هایی به دستش رسید که اهمیت نداده ولی حالا میبینن واقعیت داشته . 
    در همین خبر از قول نمایندۀ محافظه کار تونی کلمنت گفته شده که این خانم باید از خودش در مورد این قضیه دفاع کنه و جزئیات لازم رو شرح بده تا مطمئن باشیم که در روند اعطای شهروندی کانادا به ایشون ، قوانین تابعیت نقض نشده . 
   مشکل بزرگ اصلی اینجاست که اگر منصف تابعیت کانادا رو از طریق استشهاد نادرست به دست آورده باشه ، نه تنها وزارت ، که حتی شهروندی خودش رو از دست میده و از کانادا اخراج میشه . 
    خوب ، حالا یک مشکل جدید هم وجود داره که هم وزن مشکل قبلیه ، اینکه مشخص شده دو سال پیش ، سال 2014 و یک سال قبل از انتصاب به سمت وزارت ، این خانم سفری به ایران داشته که همین سفر هم حالا براش دردسرساز شده ، چون ملت اعتراض کردن که تو در اوج قطع روابط و مشکلات بین ایران و کانادا ،  چطور به ایران رفتی  و اصولاً چرا ؟  ایشون هم گفته میخواستم به افغانستان برم ولی به دلیل شرایط سخت امنیتی موفق نشدم و تصمیم گرفتم به ایران برم تا در مورد کمک به مهاجرین افغانستانی فعالیت کنم . حالا سوال اصلی معترضین اینه که ایشون آیا تابعیت ایرانی داره و با پاسپورت ایرانی تونسته وارد بشه یا به دلایلی به راحتی بهش ویزا دادن یا .... به هر حال هر دلیلی ایشون رو به عنوان یک وزیر کانادایی زیر سوال میبره . 
     معترضین میگن ایشون باید در مورد سفر خودش به ایران شفاف سازی کنه و بگه که در طول سفر چه کاری کرده و آیا با مقامات سیاسی ایران ملاقات داشته و .... در عین حال سوال دارن که با توجه به اینکه ایران در آمریکای شمالی سفارت خانه نداره و دولت ایران در سال 2014 محدودیتهای وسیعی در مورد سفر کاناداییها به ایران داشته ، ایشون ویزاش رو از کدوم کشور و با چه دلایلی گرفته ؟ و با توجه به همین موارد عقیده دارن که منصف پاسپورت و تابعیت ایرانی داره . ولی علی رغم همۀ این اعتراضات منصف هنوز جوابی به سوالات معترضین در مورد ویزا نداده . 
    حالا قضیه اینجاست که من به نظرم تمام این ماجرا ، آگراندیسمان و بزرگنمایی میاد . البته این که دقیقاً  دلیل سفر ایشون و فعالیتهاش چی بوده نه میدونم و نه اینجا موضوع ماست و انشالله که مثبت و بی خطر بوده ، من در مورد چگونگی سفر صحبت میکنم . خودم ده ها نفر کانادایی میشناسم که تونستن به راحتی به عنوان توریست ویزا بگیرن و سفر کنن . کار ترسناکی نیست ، عین همینجا یک دعوتنامه میخواد و بک گراند سالم . این خانم هم لابد از دوستی ، فامیلی ، کسی دعوتنامه داشته و تونسته ویزا بگیره . توی رسانه های مختلف نوشتن آی آقا ایران به کسی ویزا نمیده ، ایران سخت میگیره ، ایران فلان و ایران بهمان ....... ولی خودمون میدونیم که اونقدرها هم سخت نیست . حالا این که ایشون قصدش از این سفر چی بوده نمیدونم ، با توجه به این که فعالیتهای بشردوستانه و اجتماعی داشته  بنابراین خیلی هم عجیب نیست که برای کمک به مهاجرین افغانستانی و فعالیت و همکاری در این زمینه به ایران سفر کنه . ولی به هر حال همیشه هستن آدمهایی که یک چراغ آلارم قرمز بالای سر کشورهایی مثل ما میبینن و دائم تنشون از ترس میلرزه که اون بمب کذایی توی کدوم جیبمون پنهان شده . وای به اینکه که طرف توی کابینه هم باشه دیگه چراغش خیلی خیلی قرمزه .    
   به هر حال من از کل این واقعه احساس تأسف میکنم . ما داریم توی کشوری زندگی میکنیم که به قول خودشون رنگارنگه و تنها کشوری در دنیا که اهمیتی به محل تولد شما نمیده و مهم نیست کجایی بودین ، مهمه که الآن کجایی هستین . چه اهمیتی داره که منصف کجا به دنیا اومده ؟ الآن اینجاست ، کانادائیه و وزیره و داره برای کانادا و مردمش فعالیت میکنه و همین مهمه ، نیست ؟ اگر فعالیتهاش مثبته ، خوب بذارین بمونه ، چکار دارین که توی مدارکش نوشته یا ننوشته که محل تولد کجاست . ببینین توی بیست سالی که در کانادا بوده چطور زندگی کرده و چه فعالیتهایی داشته و آیا آدم مثبت و مفیدی بوده یا نه ؟ 
   

پی نوشت : دوست عزیزم اشتباه منو تصحیح کرد که اینجا میذارم . 

http://pelak5.org/taxonomy/term/135

چگونگی انتقال تابعیت به فرزند طبق قانون ایران :


پدر ایرانی+مادر ایرانی+خاک ایران= تابعیت ایران می‌گیرد

پدر ایرانی+مادر ایرانی+خارج از ایران= تابعیت ایران می‌گیرد

پدر غیر ایرانی+مادر ایرانی+داخل ایران= تابعیت ایران نمی‌گیرد

پدر غیر ایرانی+مادر ایرانی+خارج از ایران= تابعیت ایران نمی‌گیرد.

پدر غیرایرانی متولد ایران+مادر غیرایرانی+تولد در خاک ایران= تابعیت ایرانی می‌گیرد.

پدر غیرایرانی+مادر غیرایرانی متولد ایران+تولد در خاک ایران= تابعیت ایرانی می‌گیرد.


برچسب ها: اخبار،  

تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | 05:57 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات

   
     سلام ، نمیدونم این مطالب برای چند درصد خواننده ها مهم و جالب باشه . من برای دل خودم و نیاز اطلاعاتی خودم ترجمه میکنم و فکر میکنم همیشه لازمه در مورد جامعه ای که داریم توش زندگی میکنیم بیشتر بدونیم و اینجا مینویسم تا اونهایی که مثل من فکر میکنن استفاده کنن . 
    بعضی از خواننده ها اعتراض دارن که این مطالب خسته کننده است و خواستار این هستن که قطع بشه و آمارگر وبلاگم کاهش 15 درصدی ورود رو نشون میده ، در عین حال که کاهش 8 درصدی حضور و ماندگاری در وبلاگ هم دارم که طبیعتاً از اینکه متاع من مورد قبول صد در صد نیست خوشحال نیستم ولی چون خودم اینها رو لازم میبینم به نوشتنشون ادامه میدم و حتم دارم که این دسته از خواننده های عزیزم میتونن چیزهایی که دوست دارن در نوشته های وبلاگر های دیگه پیدا کنن اگر چه که هیچ وبلاگری دوست نداره خواننده از دست بده ولی فعلاً تصمیم دارم این سری ترجمه ها رو ادامه بدم کما اینکه در ویندزور هم اخبار و اطلاعات روز رو ثبت میکردم ، اینجا هم دارم همین کارو میکنم و دوستش دارم . 
    در عین حال موضوعی هست که دلم میخواد بازش کنم ، قطعاً سراغ دارین بی نهایت وبلاگهای مهاجرتی که بعد از چند سال بسته میشن ، چرا ؟ به دلیلش فکر کردین ؟ من براتون میگم که یکی از دلایل اصلی اش روی غلطک افتادن زندگی اون  مهاجره . 
    کسی که مهاجرت میکنه چند سال اول زندگی متلاطم و پر فراز و نشیبی رو طی میکنه با سختیها و مشکلاتی که از در و دیوار به سرش میبارن ، چه فیزیکی و چه روحی ، امواج کوچک و بزرگی رو از سر میگذرونه تا زندگیش به روال عادی روزمره برسه . خیلیها مثل من تصمیم میگیرن برای کمک به دیگران با استفاده از تجربیات خودشون  اطلاع رسانی کنن تا در این تلاطم راحت تر کمر راست کنن . 
    ولی بعد از مدتی تجربۀ جدیدی وجود نداره ، طرف درسهاش رو خونده و مدارک تحصیلی رو گرفته ، انگلیسی اش به مرحلۀ قابل قبول رسیده ، شغل پیدا کرده ، خونه و ماشین داره و ....... دیگه چیز جدیدی برای ارائه نداره و اطلاعاتش از مسائل اداری و آدرسها و قوانین مال چند سال قبله و ...... بنابراین چیزی از " مقولۀ مهاجرت " نداره که برای خواننده ها بنویسه . خوب در این وضعیت چکار میکنه ؟ دو راه حل داره ، یا باید وبلاگ رو تعطیل کنه ، یا نوع مطالبش به تدریج تغییر میکنه . اگر به نوشته های من دقت کنین متوجه همین وضعیت میشین یعنی از اطلاعات مهاجرت و تجربه های خودمون رسیدم به اخبار ، و فقط گاهی در کامنتها به سوالی جواب میدم ، چون الآن تازه نفس تر و مطلع تر از من در امر مهاجرت بسیار هست که دوستان رو تأمین اطلاعاتی کنن . 
    بنابراین به طول کلی میگم که بعد از این بیشتر مطالب من در همین موضوعاتیه که اخیراً مینویسم یعنی اخبار به خصوص دولتی مگر اینکه اتفاق جالب و مجزایی بیفته که به نظرم قابل گفتن باشه مثلاً یک سفرنامه یا جای دیدنی و تفریحی جدید یا مناسبت و جشن و ..... 
    به هر حال با شرمندگی و عذرخواهی از دوستانی که اعتراض و گله داشتن ، امیدوارم که این نوع مطالب هم به تدریج خواننده های خودش رو پیدا کنه چون اینها هم بخشی از زندگی و افکار منه به عنوان مهاجر و مقیم و تبعۀ کانادا  . 

     امروز  برنامۀ من ترجمۀ دو بخش مالیاتها و اتحادیه هاست از سایت ترودو سنج  :
    
TAXES / UNIONS

      آنچه که کاملاً انجام شده (3) :

  •     اصل قول : در بودجۀ استانی 2016 : حذف اعتبارهای  مالیاتی شخصی زمان هارپر از قبیل اعتبار مالیاتی ورزش و هنر فرزندان خانواده و همچنین حذف قانون تقسیم درآمد والدین که در 2016 نصف و در 2017 کاملاً حذف خواهد شد و در عوض سرمایه گذاری این بودجه برای برنامه های دراز مدت مفید تر  
  •     اصل قول : کاهش مالیات بر درآمدِ دومِ طبقۀ متوسط ( بین 45،282 و 90،563 دلار ) از 22 به 20،5 درصد به شرط عدم صعود این کاهش به بالاتر از 680 دلار  
  •     اصل قول : افزایش نرخ مالیات از 29 درصد به 33 درصد برای درآمدهای بالای 200،000 دلار و عدم تغییر مالیات با نرخ سابق 29 درصد برای درآمد مابین 140،000 تا 200،000 .
  •    اصل قول : پیشنهاد ماندگاری اعتبار مالیاتی 15 درصدی کسب و کارهای کوچک با حمایت بودجۀ فدرالی 2016 برای خرید سهام از NSVCC و کمک به سرمایه گذاری کسب و کارهای کوچک و متوسط که در دراز مدت 850 میلیون دلار به بودجۀ سالهای مالی 2016 تا 2021 کمک خواهد کرد . 

     در دست انجام (2) :

  •    اصل قول : تغییر بیمۀ کارمندی 
  •    آنچه انجام شده : پروژۀ کاهش نرخ بیمه از 1،88 به ازای هر 100 دلار به 1،65 در درآمد کارکنان در عمل 
  •    اصل قول : لغو قانون افشای مالی جزئیات بحث برانگیز 
  •    آنچه انجام شده : لغو قانون افشا و گزارش جزئیات اعمال مالی اتحادیه ها برای عموم  و الزام به افشا برای CRA در صورت لزوم 

      آنچه حذف یا رد شده (3) :
 
  •    پیشنهاد حذف یک سال مالیات کارفرما برای استخدام دائمی کارمندان بین 18 تا 24 سال در سالهای 2016 ، 17 و 18
  •    کاهش مالیات بر درآمد کسب و کارهای کوچک از 11 درصد به 9 درصد 


       یک خبر :  آلیسون آذر ، دکتر کرد ایرانی از شوهر سابقش به نام صلاح الدین محمود آذر به جرم ربودن 4 فرزندشون شکایت کرده . این مسئله جدا از نگرانی یک مادر برای بچه هاش،  بعد سیاسی هم پیدا کرده چون این خانم در یک نشست مطبوعاتی از ترودو برای حل مشکل کمک خواست و ترودو هم قول کمک و حمایت دولتی به این مادر داد . 
    هفتۀ پیش موضوع این شکایت در مجلس مطرح شد و وزیر امور خارجه ، استفان دیان ، با پایین گرفتن شستهاش علامت نارضایتی داد . خانم آذر به این حرکت اعتراض کرد و گفت من انتظار حمایت و احترام بیشتری داشتم و از حرکت آقای وزیر خیلی رنجیدم ، ترودو هم این وزیر رو برای حرکتش سرزنش کرد ولی دیان گفت من به حرفهای خانم آذر اعتراضی ندارم و از این سوء تفاهم عذر میخوام ، من به سیاسی شدن این پرونده اعتراض دارم . این فقط یک پروندۀ آدم رباییه و ربطی به سیاست و مطرح شدن در مجلس نداره . ترودو هم عنوان کرد که اگر دولت قبلی روابط دیپلماتیک با ایران رو قطع نکرده بود ، حل این مسئله خیلی آسونتر میشد . 
    به هر حال فعلاً که هنوز جنجالهای سیاسی روی این پرونده ادامه داره و دارن به دنبال راه حلی برای پیدا کردن و برگردوندن بچه ها به کانادا میگردن . رسانه های کانادایی میگن این پدر بچه ها رو به مهاباد برده چون عکسی از حضور این آقا در مراسم خاکسپاری یک استاد دانشگاه در مهاباد پیدا کردن . 
    من همیشه فکر میکنم دعوای والدین سر بچه ها ، به ضرر همون بچه ها تمام میشه و این که هر کدوم عاشق بچه ها هستن و میخوان با اونها زندگی کنن ازشون یک مجرم نمیسازه . پدری که بچه هاش رو برده ، به نظر من دزد بچه ها نیست ، فقط یک پدر عاشقه ولی منطق میگه باید فکر کنن که کجا برای بچه ها بهتره ، کانادا ؟ ایران ؟ این بچه ها کجا خوشبخت تر زندگی میکنن ؟ بچه ها نباید فدای لج و لجبازی والدین بشن . چندی پیش یک دعوای سیاسی سنگین در مورد بچه ای که از آمریکای جنوبی به آمریکا برده شده بود سر گرفت ، نمیدونم نتیجۀ این دعوا چی شد ولی همون وقت هم دلم برای پدری که بچه اش رو به قول اخبار " دزدیده " بود میسوخت . یاد فیلم واکنش پنجم افتادم ، خیلی دردناک بود به نظر من که یک مادر برای عشق زندگی با بچه های خودش ، دزد معرفی بشه . دعا میکنم خدا هر چی خیره برای این بچه ها بسازه . 

    
    

برچسب ها: اخبار،  

تاریخ : شنبه 17 مهر 1395 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات


      سلام . بریم سر ادامۀ ماجرای " ترودو سنج " ؟ خوب نوبت بخش اقتصاده که خودش به زیرگروه های بودجه ، خانواده ، سرمایه گذاری ، درآمدهای پایین ، مالیات و اتحادیه ها تقسیم میشه . در این بخش در کل 63 برنامه و قول داریم که ده برنامه به کل رد شدن یا تغییر کردن ، 22 برنامه هنوز شروع نشدن ، هجده برنامه در دست انجام هستن و خوشبختانه سیزده برنامه کاملاً انجام شدن . 
    چون این بخش خیلی طولانی میشه من به سه قسمت تقسیمش کردم که امروز اخبار مربوط به خانواده رو براتون ترجمه میکنم . 
    
Economy / Families

    آنچه که رد شده یا تغییر کرده ( 1 ) 

  •        اصل قول : اقدام " سریع " برای سرمایه گذاری چهارسالۀ سه میلیارد دلاری در بخش حمایتهای خانگی : پرستار خانگی و ..... 
  •        آنچه انجام شده یا میشود : نکتۀ اصلی ماجرا تکیه روی کلمۀ " سریع " داشت که دولت اعلام کرد چنین بودجه ای نداریم البته با یادآوری اینکه که مذاکرات برای مراقبتهای بهداشتی خانگی با استانها در جریانه ( خبر مربوط به چهار ماه پیش ) 


       آنچه هنوز شروع نشده ( 6 ) 

  •        اصل قول : اجازه به والدین برای دریافت کمکهای مالی در مورد کودکان در دوره هایی حداکثر هجده ماهه 
  •        اصل قول : اجازه به والدین برای مرخصی تولد کودک به صورت طولانی تر ، حداکثر هجده ماه با کمکهای مالی پایین تر 
  •        اصل قول : اصلاح قانون کار کانادا در مورد اجازه به کارمندان رسمی دولت برای درخواست شرایط قابل انعطافتر از کارفرما .
  •        اصل قول : مشاوره با دولتهای استانی و منطقه ای و ناحیه ای برای ارائۀ یک قانون سراسری ملی در مورد معلولین .
  •        اصل قول : افزایش دسترسی به خدمات بهداشت روان برای همۀ کانادائیها 
  •        اصل قول : تأمین استخدام آسان تر و مقرون به صرفه تر پرستاران 

       در دست انجام ( 5 )

  •        اصل قول : توسعۀ یک چهارچوب ملی جدید برای آموزشهای اولیه و مراقبت از کودکان ، برای ارائۀ مقرون به صرفه ، انعطاف پذیر و با کیفیت بالا که باید در صد روز اولیۀ شروع به کار دولت فدرال و با سرمایه گذاری در زیرساختهای اجتماعی آغاز شود . 
  •        آنچه انجام شده یا میشود : این کار طبق قول و به کمک سازمانهای CCAAC و ECEC و همکاری وسیع و همه جانبۀ دولتهای استانی و ناحیه ای و منطقه ای آغاز شده . 
       
  •        اصل قول : تأسیس یک همکاری کاملاً متمرکز در کانادا در زمینۀ نوآوریهای بهداشتی 
  •        آنچه انجام شده یا میشود : موافقت وزیر بهداشت و دولتهای استانی و منطقه ای در زمینۀ مقابله با قیمتهای دارو  و سلامت روان و مراقبتهای خانگی . 
    
  •       اصل قول : ارتقاء دسترسی و کاهش هزینۀ داروهای نسخه دار 
  •       آنچه انجام شده یا میشود : وزیر بهداشت و دولت بلافاصله با این مورد به توافق رسیده  و با ایجاد یک تیم کار در این زمینه رو آغاز کردن .
      
  •       اصل قول : ارتقاء سرمایه گذاری آژانس عمومی بهداشت کانادا به 15 میلیون دلار در سال آینده .
  •       آنچه انجام شده یا میشود : از آنجائیکه عدم واکسیناسیون در بعضی مناطق منجر به معلولیت یا حتی مرگ میشود ، سرمایه گذاری 25 میلیونی در عرض پنج سال آینده از برنامه های جدی این پروژه است که از امسال آغاز شده .

  •      اصل قول : ارتقاء حتمی درآمد سالمندان کم درآمد برای تأمین نیازهای بهداشتی درمانی خود یا همسران آنها 
  •      آنچه انجام شده یا میشود : شروع افزایش حداکثر 10 درصد درآمد تا سقف 947 دلار برای سالمندان کم درآمد در سال جاری . 

     آنچه که انجام شده ( 5)

  •      اصل قول : افزایش سرمایه گذاری 40 میلیونی در چهار سال آینده ، در بخش تأمین مواد خوراکی طبیعی برای مناطق شمالی و ساکنین نواحی محصور 
  •      اصل قول : تخفیف روزانه 22 دلار به جای 16.5 دلار سال قبل برای مالیات ساکنین نواحی شمالی و محصور ، در جهت جلب کارگر ماهر که در صورت انجام باعث کاهش هزینه های دولت خواهد بود .
  •      اصل قول : ایجاد یک کم جدید به خانواده های دارای فرزند زیر 18 سال برای تأمین هزینه های مورد نیاز کودک 
  •      اصل قول : تأمین اعتبار مالیاتی تا سقف هزار دلار  در ابتدای سال تحصیلی برای تأمین لوازم مورد نیاز تحصیلی هر کودک شامل لوازم تحریر ، کاردستی ، کتابهای مکمل و ....
  •     اصل قول : تخصیص کمکهای مالی و مرخصی تا سقف شش ماه برای خانواده هایی که یک بیمار ( جدی ) داشته و نیاز به کمک دارند .


    پی نوشت : خدائیش حواستون به قضیۀ واکسیناسیون بود ؟ !! یعنی من واقعاً به سیستم بهداشتی درمانی ایران میبالم که در بعضی زمینه ها از کشورهایی مثل کانادا هم جلو میزنه . یعنی میشه باور کرد که کانادا هنوز نتونسته پوشش کامل  واکسن به مردمش بده ؟ !!  
    آموزش و پرورش هم قضیه است اینجا ، وقتی ما توی ایران پوشش کامل دولتی داریم و فقیر ترین بچه ها هم میتونن از آموزش و تحصیل برخوردار بشن حتی تا سطح دانشگاه و تازه کمکهای مالی هم بگیرن ، آدم از وضعیت کشوری در آمریکای شمالی که همیشه جزو ده کشور happy دنیا بوده تعجب میکنه ! 
       
       

برچسب ها: اخبار، مقایسه،  

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : رها آزادی | نظرات
تعداد کل صفحات : 29 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • خانه سرود